جستجو برای:
سبد خرید 0
  • دکترتم
    • کوچینگ وکلا و کارآموزانجدید
    • داوری
    • کوچینگ شرکت ها و فعالان اقتصادی
    • قرارداد
  • دسته بندی
    • لگال کوچ

      2 دوره

      عمومی

      1 دوره

      داوری

      1 دوره

      کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی

      1 دوره

      قرارداد

      1 دوره
      • قرارداد
      • کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی
      • داوری
      • عمومی
      • لگال کوچ
  • تماس با ما
    • تهران - مرزداران
      09124490190
      s.qoraishi1159@gmail.com
      اینستاگرام
      کانال تلگرام
دکترتم
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

دکترتم
  • دکترتم
    • کوچینگ وکلا و کارآموزانجدید
    • داوری
    • کوچینگ شرکت ها و فعالان اقتصادی
    • قرارداد
  • دسته بندی
    • لگال کوچ

      2 دوره

      عمومی

      1 دوره

      داوری

      1 دوره

      کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی

      1 دوره

      قرارداد

      1 دوره
      • قرارداد
      • کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی
      • داوری
      • عمومی
      • لگال کوچ
  • تماس با ما
    • تهران - مرزداران
      09124490190
      s.qoraishi1159@gmail.com
      اینستاگرام
      کانال تلگرام
شروع کنید
0

وبلاگ

دکترتم > اخبار > آموزش تخصصی کوچینگ > 5) فصل چهارم

5) فصل چهارم

27 فروردین 1405
ارسال شده توسط sadeq_qoraishi
آموزش تخصصی کوچینگ

Chapter 4

?Who Are My Clients

Stage 0 — Concept Activation (Chapter 4: Who Are My Clients?)

This chapter explores how coaches should view and understand their clients. It contrasts two psychological perspectives: the deficit model, which focuses on problems and dysfunction, and the positive psychology model, which emphasizes strengths, potential, and human flourishing

The chapter encourages coaches to adopt a positive coaching mindset, seeing clients not as people who need to be “fixed,” but as individuals with strengths, capabilities, and potential for growth

A major concept discussed is strengths-based coaching, particularly through tools such as the Values in Action (VIA) Inventory of Strengths, which identifies 24 character strengths grouped into categories like wisdom, courage, humanity, justice, temperance, and transcendence

The chapter also highlights the importance of unconditional positive regard and non‑judgmental listening, ideas originating from Carl Rogers’ humanistic psychology. Coaches are encouraged to remain curious, present, and respectful toward clients, while being aware of their own biases and emotional reactions

Ultimately, the chapter argues that effective coaches see clients as unique, capable individuals, focus on their strengths, avoid stereotypes, and maintain a respectful, supportive coaching relationship

مراجعان من چه کسانی هستند؟

مرحله ۰ — فعال‌سازی مفهوم (فصل ۴: مراجعان من چه کسانی هستند؟)

این فصل بررسی می‌کند که مربیان (کوچ‌ها) چگونه باید مراجعان خود را ببینند و آن‌ها را درک کنند. در این فصل دو دیدگاه روان‌شناختی با یکدیگر مقایسه می‌شوند: مدل کمبود (Deficit Model) که بر مشکلات و نارسایی‌ها تمرکز دارد، و مدل روان‌شناسی مثبت‌گرا (Positive Psychology Model) که بر توانمندی‌ها، ظرفیت‌ها و شکوفایی انسان تأکید می‌کند.

این فصل کوچ‌ها را تشویق می‌کند که ذهنیت مثبت در کوچینگ را در پیش بگیرند؛ به این معنا که مراجعان را نه به‌عنوان افرادی که باید «اصلاح» شوند، بلکه به‌عنوان افرادی دارای توانمندی‌ها، قابلیت‌ها و ظرفیت رشد ببینند.

یکی از مفاهیم مهمی که در این فصل مطرح می‌شود کوچینگ مبتنی بر نقاط قوت (Strengths‑Based Coaching) است. در این زمینه به ابزارهایی مانند پرسشنامه نقاط قوت Values in Action (VIA) اشاره می‌شود. این ابزار ۲۴ ویژگی شخصیتی یا نقطه قوت را شناسایی می‌کند که در چند دسته اصلی قرار می‌گیرند، از جمله:

حکمت، شجاعت، انسانیت، عدالت، خویشتنداری و تعالی.

این فصل همچنین بر اهمیت توجه مثبت نامشروط (Unconditional Positive Regard) و گوش دادن بدون قضاوت تأکید می‌کند. این مفاهیم از روان‌شناسی انسان‌گرایانه کارل راجرز سرچشمه گرفته‌اند. کوچ‌ها تشویق می‌شوند که در تعامل با مراجعان کنجکاو، حاضر در لحظه و محترمانه باشند و در عین حال از سوگیری‌ها و واکنش‌های احساسی خود آگاه باشند.

در نهایت، این فصل استدلال می‌کند که کوچ‌های مؤثر مراجعان را افرادی منحصربه‌فرد و توانمند می‌بینند، بر نقاط قوت آن‌ها تمرکز می‌کنند، از کلیشه‌ها و قالب‌های ذهنی پرهیز می‌کنند و یک رابطه کوچینگ محترمانه و حمایتگرانه را حفظ می‌کنند.

واژگان مهم

  • Client /ˈklaɪənt/ — مراجع
  • Coach /kəʊtʃ/ — کوچ، مربی
  • Coaching Mindset /ˈkəʊtʃɪŋ ˈmaɪndset/ — ذهنیت کوچینگ
  • Deficit Model /ˈdefɪsɪt ˈmɒdl/ — مدل کمبود یا مدل مبتنی بر نقص
  • Positive Psychology /ˈpɒzətɪv saɪˈkɒlədʒi/ — روان‌شناسی مثبت‌گرا
  • Human Flourishing /ˈhjuːmən ˈflʌrɪʃɪŋ/ — شکوفایی انسانی
  • Strengths‑Based Coaching /streŋkθs beɪst ˈkəʊtʃɪŋ/ — کوچینگ مبتنی بر نقاط قوت
  • Values in Action (VIA) Inventory of Strengths /ˈvæljuːz ɪn ˈækʃən … ˈɪnvəntəri əv streŋkθs/ — پرسشنامه نقاط قوت VIA
  • Character Strengths /ˈkærəktə streŋkθs/ — ویژگی‌های شخصیتی مثبت / نقاط قوت شخصیتی
  • Wisdom /ˈwɪzdəm/ — خرد، حکمت
  • Courage /ˈkʌrɪdʒ/ — شجاعت
  • Humanity /hjuːˈmænəti/ — انسانیت
  • Justice /ˈdʒʌstɪs/ — عدالت
  • Temperance /ˈtempərəns/ — خویشتنداری، اعتدال
  • Transcendence /trænˈsendəns/ — تعالی، فرارَوی
  • Unconditional Positive Regard /ˌʌnkənˈdɪʃənəl ˈpɒzətɪv rɪˈɡɑːd/ — توجه مثبت نامشروط
  • Non‑judgmental Listening /nɒn ˈdʒʌdʒmentəl ˈlɪsənɪŋ/ — گوش دادن بدون قضاوت
  • Humanistic Psychology /ˌhjuːməˈnɪstɪk saɪˈkɒlədʒi/ — روان‌شناسی انسان‌گرایانه
  • Bias /ˈbaɪəs/ — سوگیری، پیش‌داوری
  • Stereotype /ˈsteriətaɪp/ — کلیشه ذهنی
  • Coaching Relationship /ˈkəʊtʃɪŋ rɪˈleɪʃənʃɪp/ — رابطه کوچینگ

 

Full Accurate Translation — Chapter 4

?Who Are My Clients

Introduction

In Chap. 3 we argued that self-awareness was an important aspect for the coach and we offered some ideas for becoming more self-aware through using different lens to consider who we are. These included psychometrics as well as self-reflection and journaling. We believe the same principles apply to thinking about our clients. We believe each is a unique person, with their own personal strengths, as well as their own bias, prejudices and ‘messed-up-ness’ of what it is to be human, but in spite or maybe because of these, they are wonderful

In this chapter we draw again on the concept of the coaching mindset, applying the idea to how we think about

?and see our clients. Should we see them as people to be ‘fixed’ or as wonders to behold

Deficit Psychology Model v Positive Psychology Model

For the first 100 years or so years psychology’s primary focus was toward explaining dysfunction. This deficit, or disease model, as it has become known, meant that psychologists were highly active in thinking about, researching and writing about human mental illness and dysfunction. This led to classifications such as DSM, a manual which describes hundreds of mental conditions, how to diagnose them and how to ‘fix’ them

What got neglected was the more positive side of human functioning. What do humans do when they are at their best? Of course, there were many examples of individual psychologists like Karl Rogers and Abraham Maslow, and movements like the Human Potential Movement, who were concerned with these aspects over this period, but this was far outweighed by a focus on negative behaviors and functioning

In the last few decades greater focus has been placed on these more positive aspects of human behavior. Out of the Human Potential Movement, also known as humanistic psychology, has come positive psychology. This new approach argues that we need to consider equally positive aspects of human functioning, as opposed to solely focusing on the negative, and to study this with similar methods, specifically quantitative methods, as dysfunction

مقدمه

در فصل ۳ گفتیم که خودآگاهی یکی از جنبه‌های مهم برای کوچ است و چند ایده برای افزایش خودآگاهی با استفاده از لنزهای مختلف برای بررسی «اینکه چه کسی هستیم» ارائه کردیم. این لنزها شامل آزمون‌های روان‌سنجی، همچنین خودبازتابی و ژورنال‌نویسی بودند. ما باور داریم همین اصول در مورد تفکر دربارهٔ مراجعان نیز صدق می‌کند. ما معتقدیم هر مراجع یک فرد منحصربه‌فرد است؛ با نقاط قوت شخصی خود، و همچنین سوگیری‌ها، پیش‌داوری‌ها و آن «به‌هم‌ریختگی‌های انسانی» که بخشی از انسان‌بودن است — اما با وجود این‌ها، و شاید حتی به دلیل همین‌ها، آن‌ها فوق‌العاده‌اند.

در این فصل دوباره به مفهوم ذهنیت کوچینگ رجوع می‌کنیم و این ایده را در مورد نحوهٔ نگاه و ادراک‌مان نسبت به مراجعان به کار می‌بریم. آیا باید آن‌ها را افرادی ببینیم که باید «درست شوند» یا شگفتی‌هایی که باید دیده و درک شوند؟

مدل روان‌شناسی کمبود در برابر مدل روان‌شناسی مثبت‌گرا

برای حدود ۱۰۰ سال، تمرکز اصلی روان‌شناسی بر توضیح اختلالات و نارسایی‌ها بود. این رویکرد که به مدل کمبود یا مدل بیماری معروف شد، باعث شد روان‌شناسان بخش عمدهٔ تلاش خود را صرف تفکر، پژوهش و نوشتن دربارهٔ بیماری‌های روانی انسان و اختلالات عملکردی کنند. نتیجهٔ این کار ایجاد طبقه‌بندی‌هایی مانند DSM بود — راهنمایی که صدها اختلال روانی را توصیف می‌کند، نحوهٔ تشخیص آن‌ها را توضیح می‌دهد و چگونگی «درمان» آن‌ها را بیان می‌کند.

چیزی که نادیده گرفته شد، جنبهٔ مثبت عملکرد انسان بود. اینکه انسان‌ها وقتی در بهترین حالت خود هستند، چه می‌کنند؟ البته نمونه‌هایی از روان‌شناسان فردی مثل کارل راجرز و آبراهام مزلو، و جنبش‌هایی مانند جنبش توانمندی‌های انسانی وجود داشت که به این جنبه‌ها توجه داشتند، اما این نگاه مثبت در برابر تمرکز غالب بر رفتارها و عملکردهای منفی بسیار کمرنگ بود.

در چند دههٔ اخیر توجه بیشتری به این جنبه‌های مثبت رفتار انسان شده است. از دل جنبش توانمندی‌های انسانی — که با نام روان‌شناسی انسان‌گرایانه نیز شناخته می‌شود — روان‌شناسی مثبت‌گرا پدید آمده است. این رویکرد جدید استدلال می‌کند که ما باید جنبه‌های مثبت عملکرد انسان را نیز به همان اندازهٔ جنبه‌های منفی در نظر بگیریم و آن‌ها را با همان روش‌های علمی — به‌ویژه روش‌های کمی — مورد مطالعه قرار دهیم.

واژگان مهم

  • Self-awareness /ˌself əˈweənəs/

خودآگاهی

  • Psychometrics/ˌsaɪkəˈmetrɪks/

آزمون‌های روان‌سنجی

  • Self-reflection/ˌself rɪˈflekʃən/

خودبازتابی

  • Journaling/ˈdʒɜːnəlɪŋ/

ژورنال‌نویسی

  • Deficit psychology model/ˈdefɪsɪt saɪˈkɒlədʒi ˈmɒdl/

مدل روان‌شناسی کمبود / بیماری‌محور

  • Positive psychology/ˈpɒzətɪv saɪˈkɒlədʒi/

روان‌شناسی مثبت‌گرا

  • Dysfunction/dɪsˈfʌŋkʃən/

نارسایی، اختلال عملکرد

  • DSM (Diagnostic and Statistical Manual)/ˌdiː es ˈem/

راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی

  • Human Potential Movement/ˌhjuːmən pəˈtenʃəl ˈmuːvmənt/

جنبش توانمندی‌های انسانی

  • Humanistic psychology/ˌhjuːməˈnɪstɪk saɪˈkɒlədʒi/

روان‌شناسی انسان‌گرایانه

  • Quantitative methods/ˈkwɒntɪtətɪv ˈmeθədz/

روش‌های کمی

  • Bias/ˈbaɪəs/

سوگیری

  • Prejudice/ˈpredʒədɪs/

پیش‌داوری

  • Human functioning/ˈhjuːmən ˈfʌŋkʃənɪŋ/

کارکرد انسانی

Lens

As we suggested at the start of the chapter a useful starting point for this approach is to consider our mindset. As a coach, are we looking for what’s wrong in our clients, or are we helping them to look for what’s right? The ICF competency of the Coaching Mindset, while sometimes difficult to observe, encourages us to work with a positive mindset toward our clients, being open, curious, flexible and client centered

While we are not suggesting we need to be naïve and ignore unhelpful behaviors or clinical issues, we start with a focus on the positive and the potential which rests in each and every client. One way of exploring or thinking about this is in terms of strengths

There are a wide range of strengths tools which have been published (see Box 4.1 for examples)

Box 4.1 Examples of Strength Questionnaires

  • The Values in Action (VIA) Inventory of Strengths
  • Realize2 Strengths Assessment
  • StrengthScope
  • CliftonStrengths
  • High5 Test

لنز (Lens)

همان‌طور که در آغاز این فصل پیشنهاد کردیم، یک نقطهٔ شروع مفید برای این رویکرد آن است که به ذهنیت خود توجه کنیم. به‌عنوان یک کوچ، آیا ما به‌دنبال یافتن «اشتباهات» در مراجعان هستیم، یا در حال کمک به آن‌ها برای یافتن «نقاط درست و مثبت» هستیم؟

صلاحیت «ذهنیت کوچینگ» در ICF — هرچند گاهی مشاهدهٔ آن دشوار است — ما را تشویق می‌کند که با ذهنیتی مثبت نسبت به مراجعان کار کنیم؛ ذهنیتی باز، کنجکاو، منعطف و مراجع‌محور.

ما هرگز پیشنهاد نمی‌کنیم که ساده‌لوح باشیم و رفتارهای ناسازگار یا مسائل بالینی را نادیده بگیریم، اما نقطهٔ شروع ما تمرکز بر جنبه‌های مثبت و ظرفیت بالقوه‌ای است که در هر مراجع وجود دارد. یکی از راه‌های کاوش یا اندیشیدن به این موضوع، فکر کردن در قالب نقاط قوت است.

ابزارهای بسیار متنوعی برای ارزیابی نقاط قوت منتشر شده‌اند (نمونه‌هایی در Box 4.1 آمده است).

Box 4.1 نمونه‌هایی از پرسشنامه‌های ارزیابی نقاط قوت

  • Values in Action (VIA) Inventory of Strengths
  • Realize2 Strengths Assessment
  • StrengthScope
  • CliftonStrengths
  • High5 Test

واژگان مهم

  • Lens /lɛnz/

لنز، زاویهٔ نگاه

  • Mindset /ˈmaɪndset/

ذهنیت، طرز فکر

  • Coaching Mindset /ˈkəʊtʃɪŋ ˈmaɪndset/

ذهنیت کوچینگ

  • Client-centered /ˈklaɪənt ˌsentəd/

مراجع‌محور

  • Naïve/naɪˈiːv/

ساده‌لوح، بی‌تجربه

  • Clinical issues /ˈklɪnɪkəl ˈɪʃuːz/

مسائل بالینی

  • Strengths/streŋkθs/

نقاط قوت

  • Strengths tools / Strength questionnaires /streŋkθs tuːlz/ – /streŋkθ ˌkwestʃəˈneəz/

ابزارهای سنجش نقاط قوت / پرسشنامه‌های نقاط قوت

  • Values in Action (VIA)/ˈvæljuːz ɪn ˈækʃən/

ارزش‌ها در عمل (پرسشنامه VIA)

  • CliftonStrengths /ˈklɪftən streŋkθs/

کلیفتون استرنتس

  • StrengthScope /streŋkθ skəʊp/

استرنت‌سکوپ

  • High5 Test/haɪ faɪv tɛst/

آزمون های‌فایو (۵ نقطه قوّت)

In this chapter we will focus on reviewing the most popular and widely used tool Values in Action (VIA) Inventory of Strengths (Peterson & Seligman, 2004). The tool was initially developed from a research project to identify and map human strengths and has now been completed by hundreds of thousands of participants interested in the concept of strengths

The model identified 24 strengths from the research. These are clustered into five groups under the headings Wisdom and knowledge, Courage, Humanity, Temperance, Justice, and Transcendence (see Table 4.1)

The writers argued that an awareness of an individual’s strengths can be helpful for individuals through a virtuous circle. The first step is developing awareness. This may be gained through the completion of a questionnaire such as VIA or from reflecting on personal experience. With awareness the individual can become more

در این فصل، ما بر بررسی ابزار ارزش‌ها در عمل (VIA) – فهرست نقاط قوت تمرکز خواهیم کرد؛ ابزاری که امروزه محبوب‌ترین و پراستفاده‌ترین ابزار در حوزهٔ نقاط قوّت محسوب می‌شود (Peterson & Seligman, 2004)

این ابزار در ابتدا از یک پروژهٔ پژوهشی برای شناسایی و دسته‌بندی نقاط قوت انسانی توسعه یافت و تاکنون توسط صدها هزار نفر از افرادی که به مفهوم نقاط قوّت علاقه داشته‌اند تکمیل شده است.

این مدل ۲۴ نقطهٔ قوت را از دل پژوهش‌ها شناسایی کرد. این نقاط قوت در شش گروه دسته‌بندی می‌شوند که شامل:

دانش و خرد (Wisdom and Knowledge)، شجاعت (Courage)، انسانیت (Humanity)، خویشتن‌داری (Temperance)، عدالت (Justice)، و تعالی (Transcendence) هستند (به Table 4.1 مراجعه کنید).

نویسندگان استدلال کردند که آگاهی از نقاط قوّت فردی می‌تواند از طریق یک چرخهٔ فضیلت‌مند برای افراد مفید باشد.

گام نخست، ایجاد آگاهی است. این آگاهی ممکن است از طریق تکمیل پرسشنامه‌ای مانند VIA یا از طریق بازتاب‌کردن تجربه‌های شخصی به دست آید.

با ایجاد این آگاهی، فرد می‌تواند بیشتر…

واژگان کلیدی

  • Research project/ˈriːsɜːtʃ ˌprɒdʒekt/

پروژهٔ پژوهشی

  • Identify and map/aɪˈdɛntɪfaɪ ænd mæp/

شناسایی و نقشه‌برداری

  • Human strengths/ˈhjuːmən streŋkθs/

نقاط قوّت انسانی

  • Clustered/ˈklʌstəd/

خوشه‌بندی‌شده، دسته‌بندی‌شده

  • Wisdom and Knowledge/ˈwɪzdəm ænd ˈnɒlɪdʒ/

خرد و دانش

  • Courage/ˈkʌrɪdʒ/

شجاعت

  • Humanity/​hjuːˈmænɪti/

انسانیت

  • Temperance/ˈtɛmpərəns/

خویشتن‌داری

  • Justice/ˈdʒʌstɪs/

عدالت

  • Transcendence/trænˈsɛndəns/

تعالی

  • Virtuous circle/ˈvɜːtʃuəs ˈsɜːkl/

چرخهٔ فضیلت‌مند

  • Awareness/əˈwɛənəs/

آگاهی

  • Reflecting on personal experience/rɪˈflɛktɪŋ ɒn ˈpɜːsənəl ɪkˈspɪəriəns/

بازتاب کردن تجربه‌های شخصی

۲۴ نقطهٔ قوت در شش خوشه VIA

خوشه (Cluster) نقاط قوت (Strengths)
Wisdom & Knowledge (خرد و دانش) • Creativity (خلاقیت) • Curiosity (کنجکاوی) • Judgment / Critical Thinking (قضاوت و تفکر انتقادی) • Love of Learning (عشق به یادگیری) • Perspective (نگاه ژرف / بصیرت)
Courage (شجاعت) • Bravery (شجاعت/دلیر بودن) • Perseverance (پشتکار) • Honesty (صداقت) • Zest (شور و شوق / سرزندگی)
Humanity (انسانیت) • Love (محبت) • Kindness (مهربانی) • Social Intelligence (هوش اجتماعی)
Justice (عدالت) • Teamwork (کار تیمی) • Fairness (انصاف) • Leadership (رهبری)
Temperance (خویشتن‌داری) • Forgiveness (بخشش) • Humility (فروتنی) • Prudence (احتیاط) • Self-regulation (خودیابی/خودتنظیمی)
Transcendence (تعالی / فراروی) • Appreciation of Beauty & Excellence (قدردانی از زیبایی و تعالی) • Gratitude (قدردانی) • Hope (امید) • Humor (شوخ‌طبعی) • Spirituality (معنویت)

واژگان خوشه‌ها (Clusters)

Wisdom and Knowledge/ˈwɪzdəm ænd ˈnɒlɪdʒ/

خرد و دانش

Courage/ˈkʌrɪdʒ/

شجاعت

Humanity/hjuːˈmænɪti/

انسانیت

Justice/ˈdʒʌstɪs/

عدالت

Temperance/ˈtɛmpərəns/

خویشتن‌داری

Transcendence/trænˈsɛndəns/

تعالی / فراروی

۲) واژگان ۲۴ نقطهٔ قوّت VIA

Wisdom & Knowledge خرد و دانش

Creativity/kriːeɪˈtɪvɪti/

خلاقیت

Curiosity/ˌkjʊəriˈɒsɪti/

کنجکاوی

Judgment / Critical Thinking/ˈdʒʌdʒmənt/ — /ˈkrɪtɪkəl ˈθɪŋkɪŋ/

قضاوت / تفکر انتقادی

Love of Learning/lʌv əv ˈlɜːnɪŋ/

عشق به یادگیری

Perspective/pəˈspɛktɪv/

دیدگاه عمیق / بصیرت / دورنگری

Courage — شجاعت

Bravery

/ˈbreɪvəri/

دلیر بودن

Perseverance/ˌpɜːsɪˈvɪərəns/

پشتکار

Honesty/ˈɒnɪsti/

صداقت

Zest

/zɛst/

شور و شوق / سرزندگی

Humanity — انسانیت

Love/lʌv/

محبت

Kindness/ˈkaɪndnəs/

مهربانی

Social Intelligence/ˈsəʊʃəl ɪnˈtɛlɪdʒəns/

هوش اجتماعی

Justice — عدالت

Teamwork/ˈtiːmwɜːk/

کار تیمی

Fairness/ˈfɛənəs/

انصاف

Leadership/ˈliːdəʃɪp/

رهبری

Temperance — خویشتن‌داری

Forgiveness/fəˈɡɪvnəs/

بخشش

Humility/hjuːˈmɪlɪti/

فروتنی

Prudence/ˈpruːdəns/

احتیاط / دوراندیشی

Self-Regulation/sɛlf ˌrɛɡjʊˈleɪʃən/

خودتنظیمی / مدیریت نفس

Transcendence — تعالی

Appreciation of Beauty and Excellence  /əˌpriːʃiˈeɪʃən əv ˈbjuːti ænd ˈɛksələns/

قدردانی از زیبایی و برتری

Gratitude /ˈɡrætɪtjuːd/

شکرگزاری / قدردانی

Hope /həʊp/

امید

Humor /ˈhjuːmə/

شوخ‌طبعی

Spirituality /ˌspɪrɪtʃuˈælɪti/

معنویت

conscious of choices, selecting to draw on one or more of their perceived strengths. By using these strengths more frequently, the idea is that the individual feels more confident and thus is more likely to achieve a positive outcome, which in turn encourages greater use of the strength (see Fig. 4.1)

«فرد نسبت به انتخاب‌هایش آگاه است و آگاهانه تصمیم می‌گیرد که از یک یا چند نقطه قوتی که آن‌ها را در خود می‌بیند (و به آن‌ها نسبت می‌دهد) استفاده کند. با اینکه فرد از این نقاط قوت بیشتر و مکررتر استفاده می‌کند، ایده این است که فرد احساس اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا می‌کند؛ بنابراین احتمال اینکه به یک نتیجهٔ مثبت دست یابد بالاتر می‌رود. این موفقیت/نتیجهٔ مثبت نیز به نوبهٔ خود باعث می‌شود فرد بیشتر از همان نقطه قوت استفاده کند (به شکل ۴.۱ نگاه کنید).»

این متن یک چرخهٔ «خودتقویت‌گر» را توصیف می‌کند:

آگاهی از نقاط قوت → استفادهٔ بیشتر → افزایش اعتمادبه‌نفس → احتمال بیشتر برای پیامد مثبت → تشویق به تکرار استفاده از نقطه قوت.

واژگان کلیدی

  • conscious of — /ˈkɒnʃəs əv/ — «آگاه از»
  • choices — /tʃɔɪsɪz/ — «انتخاب‌ها»
  • selecting to draw on — /sɪˈlektɪŋ tə drɔː ɒn/ — «انتخاب کردن برای تکیه/استفاده کردن از»
  • perceived strengths — /pəˈsiːvd streŋkθs/ — «نقاط قوت ادراک‌شده / تصورشده»
  • more frequently — /mɔːr ˈfriːkwəntli/ — «با دفعات بیشتر / مکررتر»
  • confident — /ˈkɒnfɪdənt/ — «مطمئن/بااعتمادبه‌نفس»
  • positive outcome — /ˈpɒzətɪv ˈaʊtkʌm/ — «نتیجهٔ مثبت»
  • encourages — /ɪnˈkʌrɪdʒɪz/ — «تشویق می‌کند»
  • greater use — /ˈɡreɪtər juːs/ — «استفادهٔ بیشتر»

4 Who Are My Clients?

It’s worth saying at this point that as in Chap. 3, we urge caution with all psychometrics. While psychometrics are helpful, we need to be careful they don’t define or limit us or how we see our clients. Just because a client scores lower in one strength than another, for example, higher for Brave and Creative, but lower for Forgiveness and Love, this does not mean they are unable to forgive or to love others. Recognize that such tools are in opens, not tape measures, but we would encourage you to be curious and explore with the client their perceptions about their scores

A second element to consider is how race and gender may affect how people see themselves and report using the questionnaire. One study (Brdar et al., 2011) investigated gender differences in the relationship between character strengths and life satisfaction. Two questionnaires were administered to 818 students (488 females and 330 males)—the Values in Action Inventory of Strengths and the Satisfaction with Life Scale. The results revealed that zest, hope, and gratitude had the strongest link to life satisfaction. What was also interesting was the gender differences which emerged across 10 of the character strengths, while there was no difference in life satisfaction scores (Box 4.2)

در این مرحله، همان‌طور که در فصل ۳ نیز اشاره کردیم، لازم است که نسبت به تمام ابزارهای روان‌سنجی (Psychometrics) با احتیاط برخورد کنیم.

اگرچه روان‌سنجی‌ها می‌توانند مفید باشند، باید مراقب باشیم که آن‌ها ما را تعریف نکنند یا محدود نکنند و همچنین چگونگی دیدن مراجعانمان را شکل ندهند.

برای مثال، اگر مراجع در برخی نقاط قوت نمرهٔ بالاتر و در برخی دیگر پایین‌تر بگیرد—مثلاً در دلیر بودن (Bravery) و خلاقیت (Creativity) نمرهٔ بالا، اما در بخشش (Forgiveness) و محبت (Love) نمرهٔ پایین‌تر—این به هیچ‌وجه به این معنا نیست که او نمی‌تواند ببخشد یا نمی‌تواند دیگران را دوست داشته باشد.

باید توجه داشت که چنین ابزارهایی نشانگر (Indicators) هستند، نه متر اندازه‌گیری دقیق. به همین دلیل، ما شما را تشویق می‌کنیم که با کنجکاوی با مراجع وارد گفتگو شوید و ادراک او از نمراتش را بررسی کنید.

عنصر دومی که باید در نظر گرفت این است که نژاد (Race) و جنسیت (Gender) چگونه می‌توانند بر چگونگی خودادراکی افراد و نحوهٔ پاسخ‌دهی آن‌ها در پرسشنامه تأثیر بگذارند.

در یک مطالعه (Brdar et al., 2011)، تفاوت‌های جنسیتی در رابطهٔ میان نقاط قوّت شخصیت و رضایت از زندگی بررسی شد.

در این پژوهش، دو پرسشنامه روی ۸۱۸ دانشجو اجرا شد (۴۸۸ زن و ۳۳۰ مرد):

  1. پرسشنامهٔ VIA (فهرست نقاط قوّت شخصیت)
  2. مقیاس رضایت از زندگی

نتایج نشان داد که شور و شوق (Zest)، امید (Hope) و قدردانی (Gratitude) قوی‌ترین ارتباط را با رضایت از زندگی داشتند.

نکتهٔ جالب‌تر، وجود تفاوت‌های جنسیتی در ۱۰ نقطهٔ قوت بود—در حالی که هیچ تفاوتی در امتیاز کلی رضایت از زندگی دیده نشد (Box 4.2).

این بخش دو پیام مهم برای کوچ‌ها دارد:

  1. ابزارهای روان‌سنجی تشخیص قطعی نیستند.

نمرهٔ پایین‌تر یعنی «کمتر استفاده‌شده»، نه «توانایی نداشتن».

  1. ادراک افراد از خودشان تحت‌تأثیر جنسیت و نژاد است.

بنابراین نمرات صرفاً بازتابی از توانایی فرد نیست—بلکه بازتاب باورها، نقش‌های اجتماعی، فرهنگ و تجربهٔ زیستهٔ او نیز هست.

به همین دلیل، کوچ باید:

کنجکاو باشد، قضاوت نکند، نمرات را «حقیقت مطلق» نپندارد، و از مراجع بپرسد: «تو این نمرات را چطور می‌بینی؟»

واژگان کلیدی

urge caution/ɜːdʒ ˈkɔːʃən/

توصیه به احتیاط

psychometrics/ˌsaɪkəˈmɛtrɪks/

روان‌سنجی

define or limit us/dɪˈfaɪn ɔː ˈlɪmɪt ʌs/

ما را تعریف یا محدود نکند

perceived strengths/pəˈsiːvd streŋkθs/

نقاط قوّت ادراک‌شده

indicators, not tape measures/ˈɪndɪkeɪtəz nɒt teɪp ˈmɛʒəz/

نشانگر هستند، نه ابزار اندازه‌گیری دقیق

curious/ˈkjʊəriəs/

کنجکاو

race and gender/reɪs ænd ˈdʒɛndə/

نژاد و جنسیت

life satisfaction/laɪf ˌsætɪsˈfækʃən/

رضایت از زندگی

administer questionnaires/ədˈmɪnɪstə ˌkwɛstʃəˈnɛəz/

اجرای پرسشنامه

gender differences/ˈdʒɛndə ˈdɪfərənsɪz/

تفاوت‌های جنسیتی

Box 4.2 Strengths by Gender

The five highest weighted strengths for women were:

  • integrity
  • kindness
  • love
  • gratitude
  • fairness

The five highest weighted strengths for men were:

  • integrity
  • hope
  • humor
  • gratitude
  • curiosity

Box 4.2 — نقاط قوّت بر اساس جنسیت

پنج نقطهٔ قوت با بالاترین نسبت برای زنان:

  • integrity — درستکاری / صداقت
  • kindness — مهربانی
  • love — محبت
  • gratitude — قدردانی / شکرگزاری
  • fairness — انصاف

پنج نقطهٔ قوت با بالاترین وزن برای مردان:

  • integrity — درستکاری / صداقت
  • hope — امید
  • humor — شوخ‌طبعی
  • gratitude — قدردانی / شکرگزاری
  • curiosity — کنجکاوی

توضیح مفهومی کوتاه

این باکس نشان می‌دهد که هر دو جنسیت درستکاری (Integrity) و قدردانی (Gratitude) را در میان نقاط قوت غالب خود گزارش کرده‌اند.

با این حال:

  • زنان بیشتر روی مهربانی، محبت و انصاف امتیاز بالا گرفته‌اند.
  • مردان بیشتر روی امید، شوخ‌طبعی و کنجکاوی امتیاز بالا گزارش کرده‌اند.

این داده‌ها به این معنا نیست که مردان مهربان نیستند یا زنان کنجکاو نیستند؛

بلکه نشان می‌دهد افراد ممکن است بسته به نقش‌های اجتماعی، انتظارات فرهنگی و هویت جنسیتی، برخی نقاط قوت را بیشتر در خود ببینند یا بیشتر بیان کنند.

واژگان کلیدی

integrity/ɪnˈtɛɡrəti/

درستکاری

kindness/ˈkaɪndnəs/

مهربانی

love/lʌv/

محبت

gratitude/ˈɡrætɪtjuːd/

قدردانی

fairness/ˈfɛənəs/

انصاف

hope/həʊp/

امید

humor/ˈhjuːmə/

شوخ‌طبعی

curiosity/ˌkjʊəriˈɒsɪti/

کنجکاوی

These results suggest that women and men (at least those in this study) see themselves differently in terms of the strengths they report, which could relate to cultural factors about the types of strengths different societies value in men and women in the twenty-first century. A second part of the study also looked at men and women views on predictors for life success, which echoed the main results with gender differences. These again may echo gender roles: women favoring love and beauty and men creativity and perspective (Box 4.3)

Box 4.3 Predictors of Life Satisfaction by Gender

Significant predictors of life satisfaction are also different

For women, life satisfaction was predicted by:

  • zest
  • gratitude
  • hope
  • appreciation of beauty
  • love

:For men, life satisfaction was predicted by

  • creativity
  • perspective
  • fairness
  • humor

In reviewing these results, the findings seem to be partly congruent with gender stereotypes of what we consider to be desirable in women or men, with women scoring higher on kindness and love and men scoring more highly on humor and curiosity

Non-judgmental, Unconditional Positive Regard

این نتایج نشان می‌دهند که زنان و مردان (حداقل در این مطالعه) خود را به شکل متفاوتی از نظر نقاط قوت می‌بینند؛ و این تفاوت ممکن است با عوامل فرهنگی مرتبط باشد—اینکه در جوامع مختلفِ قرن بیست‌ویکم چه نقاط قوتی برای زنان یا مردان ارزشمندتر تلقی می‌شود.

بخش دوم مطالعه، دیدگاه زنان و مردان دربارهٔ پیش‌بینی‌کننده‌های رضایت از زندگی را نیز بررسی کرد؛ یافته‌هایی که بازهم تفاوت‌های جنسیتی مشابهی را نشان داد. این نتایج ممکن است بازتابی از نقش‌های جنسیتی نیز باشد:

زنان محبت و زیبایی را ارزشمندتر می‌دانند، و مردان خلاقیت و چشم‌انداز/دید وسیع را (Box 4.3).

Box 4.3 — پیش‌بینی‌کننده‌های رضایت از زندگی بر اساس جنسیت

مولفه های (پیش‌بینی‌کننده‌های) معنادهنده به رضایت از زندگی برای زنان:

  • zest — شور و شوق
  • gratitude — قدردانی
  • hope — امید
  • appreciation of beauty — قدردانی از زیبایی
  • love — محبت

مولفه های (پیش‌بینی‌کننده‌های) معنادهنده به رضایت از زندگی برای مردان:

  • creativity — خلاقیت
  • perspective — چشم‌انداز / دید وسیع / ژرف‌نگری
  • fairness — انصاف
  • humor — شوخ‌طبعی

با بررسی این نتایج، مشخص می‌شود که یافته‌ها تا حدی با کلیشه‌های جنسیتی دربارهٔ اینکه چه ویژگی‌هایی در زنان یا مردان مطلوب تلقی می‌شود، همخوانی دارند—برای مثال:

زنان در مهربانی و محبت امتیاز بیشتری می‌گیرند، و مردان در شوخ‌طبعی و کنجکاوی نمرهٔ بالاتری کسب می‌کنند.

Non-judgmental, Unconditional Positive Regard

نگاه بدون قضاوت و توجه مثبتِ بدون شرط

توضیح مفهومی

این بخش دو پیام کلیدی برای کوچ‌ها دارد:

1) ادراک خود (Self-perception) تحت‌تأثیر اجتماع است.

این مطالعه نشان می‌دهد افراد نقاط قوتی را گزارش می‌کنند که با انتظارات فرهنگی از جنسیتشان هماهنگ‌تر است.

به‌عبارت دیگر، بخشی از «نقاط قوتی که افراد در خود می‌بینند» ممکن است از هویت واقعی‌شان نیاید، بلکه از:

  • هنجارهای اجتماعی
  • نقش‌های جنسیتی
  • تصویر ذهنی جامعه از زن یا مرد «مطلوب»

نشئت بگیرد.

2) پیش‌بینی‌کننده‌های رضایت از زندگی نیز متفاوت‌اند.

زنان: ارزش‌گذاری عاطفی‌–زیباشناختی

مردان: ارزش‌گذاری شناختی‌–تحلیلی

این یعنی جنسیت می‌تواند بر چگونگی تجربهٔ رضایت از زندگی تأثیر بگذارد.

3) کوچ باید مراقب کلیشه‌سازی باشد.

نمرات پرسشنامه را نباید به‌عنوان «حقیقت فرد» برداشت کرد.

کوچ باید همیشه:

  • کنجکاو بماند
  • بدون قضاوت گوش بدهد
  • برداشت‌های فرد را از نتایج بپرسد
  • و هرگز نتیجه‌گیری شتاب‌زده نکند

این همان «توجه مثبت نامشروط» است.

واژگان کلیدی با فونتیک

cultural factors/ˈkʌltʃərəl ˈfæktəz/

عوامل فرهنگی

predictors of life satisfaction/prɪˈdɪktəz əv laɪf ˌsætɪsˈfækʃən/

پیش‌بینی‌کننده‌های رضایت از زندگی

gender roles/ˈdʒɛndə rəʊlz/

نقش‌های جنسیتی

stereotypes/ˈstɪəriəˌtaɪps/

کلیشه‌ها

perspective/pəˈspɛktɪv/

دید وسیع / ژرف‌نگری

zest/zɛst/

شور و شوق

appreciation of beauty/əˌpriːʃiˈeɪʃən əv ˈbjuːti/

قدردانی از زیبایی

non-judgmental, unconditional positive regard/nɒnˌdʒʌdʒˈmɛntəl ˌʌnkənˈdɪʃənəl ˈpɒzətɪv rɪˈɡɑːd/

نگاه بدون قضاوت و توجه مثبت نامشروط

We suggest the coach seeks to cultivate a mind where each client is held in unconditional positive regard: That we prize each client. This can be hard, as we often bring our own biases and prejudices into the work we do. So

?how can we do this

Of course, each experienced coach has their own approach. One strategy that I have found works well for me is to look for “me toos.” What can I find in what the client says, or does that make me think or feel; “me too”? Maybe they like a certain type of music or sports team, wear a certain style of clothes, or have a certain type of accent. These can all be things that turn us off, but by searching for and finding one “me too” we can start to build a bridge for the coaching relationship

The second aspect is working to be non-judgmental. This requires us as the coach to avoid judging our clients as good or bad, and accept the client for who they are. Our role is to help the client to make sense of and to evaluate (evoking awareness) and if they wish to, to plan and implement change in their thinking, feelings or

?behavior (facilitating client growth). But how can we do this

Like unconditional positive regard, each experienced coach will have their own approach, and in some ways, you will need to find your own way, but here is one way that we have found useful. In listening we aim to stay in the present moment

as when we start reflecting back during a session there is an increased danger of evaluation. By staying present we can be with the client, actively listening, engagement and encouraging the client to explore for themselves. In this way we can work with issues that in other situations might cause distress, anger, frustration or sadness. Our time for reflection is to note such feelings after the session in our journal and to take these emotional responses to supervision

ما پیشنهاد می‌کنیم که کوچ تلاش کند ذهنیتی را در خود پرورش دهد که در آن هر مراجع در «توجه مثبت نامشروط» نگه داشته شود؛ یعنی اینکه هر مراجع برای ما ارزشمند است.

این کار آسان نیست، زیرا ما معمولاً سوگیری‌ها (biases) و پیش‌داوری‌های خود را به کاری که انجام می‌دهیم وارد می‌کنیم.

پس چگونه می‌توانیم چنین ذهنیتی را ایجاد کنیم؟

البته هر کوچ باتجربه روش خودش را دارد.

یکی از راهبردهایی که من شخصاً مؤثر یافته‌ام، جستجوی «منم همین‌طور»‌ها (me toos) است.

یعنی اینکه در گفته‌ها یا رفتار مراجع چه چیزی را می‌توانم پیدا کنم که مرا وادار کند بگویم: «من هم همین‌طور!»

شاید مراجع نوعی موسیقی را دوست داشته باشد، یا طرفدار یک تیم ورزشی خاص باشد، یا نوعی لباس بپوشد، یا لهجهٔ خاصی داشته باشد.

این‌ها گاهی چیزهایی هستند که ما را پس می‌زنند، اما با جستجو و پیدا کردن حتی یک «من هم همین‌طور» می‌توانیم شروع به ساختن یک پل ارتباطی برای رابطهٔ کوچینگ کنیم.

بخش دوم، کار کردن روی غیرقضاوت‌گر بودن است.

این یعنی کوچ از قضاوت کردن مراجع به عنوان «خوب» یا «بد» خودداری کند و مراجع را همان‌گونه که هست بپذیرد.

نقش ما این نیست که مراجع را قضاوت کنیم، بلکه این است که به او کمک کنیم:

  • معنای تجربه‌هایش را بفهمد و آن‌ها را ارزیابی کند (برانگیختن آگاهی)
  • و اگر بخواهد، تغییراتی را در تفکر، احساس یا رفتار خود برنامه‌ریزی و اجرا کند (تسهیل رشد مراجع)

اما چگونه می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟

مانند توجه مثبت نامشروط، هر کوچ باتجربه شیوهٔ خودش را پیدا می‌کند، و به‌نوعی لازم است هرکس روش شخصی خود را بسازد.

اما اینجا یک راه است که ما آن را مفید یافته‌ایم:

در هنگام گوش‌دادن، تلاش می‌کنیم در لحظهٔ حال بمانیم—

زیرا زمانی که در طی جلسه شروع به «بازاندیشی» یا تحلیل درونی می‌کنیم، احتمال داوری و ارزیابی افزایش می‌یابد.

با ماندن در لحظه، می‌توانیم در کنار مراجع باشیم:

فعالانه گوش بدهیم، درگیر گفت‌وگو باشیم و مراجع را تشویق کنیم خودش به کاوش بپردازد.

به این شکل، می‌توانیم روی موضوعاتی کار کنیم که در شرایط دیگر ممکن است موجب رنج، خشم، ناامیدی یا غم شوند.

زمان مناسب برای بازاندیشی، پس از جلسه است—

یعنی جایی که ما این احساسات را در دفترچهٔ ژورنال خود ثبت می‌کنیم و سپس این واکنش‌های هیجانی را به سوپرویژن (supervision) می‌بریم.

توضیح مفهومی (Coaching Insight)

این بخش از کتاب سه اصل مرکزی کوچینگ را توضیح می‌دهد:

١) توجه مثبت نامشروط (Unconditional Positive Regard)

کوچ باید هر مراجع را بدون شرط، بدون مقایسه، بدون قضاوت ارزشی بپذیرد.

این پذیرش، پایهٔ امنیت روانی رابطهٔ کوچینگ است.

٢) پیدا کردن «پل مشترک» با مراجع (Me Too Bridge)

پیدا کردن حتی یک نقطهٔ مشترک کوچک باعث می‌شود:

  • رابطه گرم‌تر شود
  • فاصلهٔ روانی کاهش یابد
  • اعتماد سریع‌تر شکل بگیرد

این یک تکنیک ارتباطی بسیار مؤثر است.

٣) غیرقضاوت‌گری فعال

به معنای تعلیق موقت قضاوت در هنگام گوش‌دادن.

کوچ نباید در جلسه تحلیل یا قضاوت کند—

بلکه فقط حضور، توجه و کنجکاوی لازم است.

تحلیل و پردازش احساسات باید پس از جلسه و در ژورنال یا سوپرویژن انجام شود.

واژگان کلیدی

unconditional positive regard/ˌʌnkənˈdɪʃənəl ˈpɒzətɪv rɪˈɡɑːd/

توجه مثبت نامشروط

biases / prejudices/ˈbaɪəsɪz/ — /ˈprɛdʒədɪsɪz/

سوگیری‌ها / پیش‌داوری‌ها

“me too” moments/miː tuː/

لحظات «من هم همین‌طور»

non-judgmental/nɒnˈdʒʌdʒmɛntəl/

غیرقضاوت‌گر

evoking awareness/ɪˈvəʊkɪŋ əˈweənəs/

برانگیختن آگاهی

facilitating client growth/fəˈsɪlɪteɪtɪŋ ˈklaɪənt ɡrəʊθ/

تسهیل رشد مراجع

stay present / stay in the moment/steɪ ˈprɛzənt/

در لحظه ماندن

reflection/rɪˈflɛkʃən/

بازاندیشی

journal/ˈdʒɜːnəl/

ژورنال؛ دفترچهٔ ثبت تجربه‌ها

supervision/ˌsuːpəˈvɪʒən/

سوپرویژن؛ فرایند نظارت حرفه‌ای در کوچینگ

As you engage in your coaching training it is worth spending time with your supervisor, mentor coach, and your trainer to reflect on the question: What would be the “worst” thing a client could say to you? Here are some examples from our work as trainers (Box 4.4). Of course, someone else’s “worst” might be your “best,” or at least not cause you any anxiety or emotional response. We each have our own personal perspectives. Thinking through what yours are, will help you to better understand the diversity of the world, and how people may think, feel, or behave toward you

You may like to give some thought to, and write down in your own personal learning journal your “worst” four (five examples might be best)

Box 4.4 Examples of the “Worst” Things a Client Could Say

“I am having an affair with X (insert the name of someone you respect or love here)”

“I think you are a terrible coach and I am going to report you to the ICF for… (insert what you feel is your weakest aspect of your coaching practice here)”

“I need to tell you I have just been released from prison as I have served a sentence for… (insert the crime which creates the stronger disgust reaction in you here)”

“I like to dress in women’s clothes at weekends (insert a behavior you find difficult here), and am thinking about how I

“I really hate Christians (insert the faith, gender, ethnic group of your choice here), they are completely deluded, and I do my best to avoid employing any in my company”

As we will see later, the ideas of non-judgmental, unconditional positive regard are drawn from the work of Carl Rogers and his “necessary and sufficient conditions” (Rogers, 1957). We will explore these conditions as part of the humanistic person-centered approach to coaching in Chap. 16

وقتی وارد مسیر آموزش کوچینگ می‌شوید، ارزش دارد زمانی را با سوپروایزر، منتور کوچ و مربی آموزشی خود سپری کنید تا دربارهٔ این پرسش تأمل کنید:

«بدترین چیزی که یک مراجع می‌تواند به من بگوید چیست؟»

در ادامه چند نمونه از کار ما به‌عنوان مربیان آورده شده است (Box 4.4).

البته «بدترین» چیز برای یک نفر ممکن است برای فرد دیگری «بهترین» باشد، یا دست‌کم هیچ اضطراب یا واکنش هیجانی در او ایجاد نکند.

هرکدام از ما دیدگاه‌ها و حساسیت‌های شخصی خود را داریم.

اندیشیدن به اینکه «بدترین»‌های شما چه هستند، کمک می‌کند جهان‌بینی وسیع‌تری پیدا کنید و بفهمید که افراد ممکن است چگونه دربارهٔ شما فکر کنند، احساس کنند یا رفتار کنند.

شاید بخواهید کمی به این موضوع فکر کنید و چهار مورد از بدترین‌ها (پنج مورد بهتر است) را در ژورنال یادگیری شخصی خود بنویسید.

Box 4.4 — نمونه‌هایی از “بدترین چیزهایی که یک مراجع می‌تواند بگوید”

  • «من با X رابطهٔ پنهانی دارم…»

(نام کسی را بگذارید که احترام زیادی برایش قائل هستید یا دوستش دارید.)

  • «فکر می‌کنم تو کوچ بسیار بدی هستی و می‌خواهم تو را به ICF گزارش کنم، چون…»

(اینجا چیزی را بگذارید که فکر می‌کنید ضعیف‌ترین بخش عملکرد کوچینگی شماست.)

  • «می‌خواهم به تو بگویم که همین امروز از زندان آزاد شده‌ام، چون دورهٔ محکومیتی را برای جرم … گذرانده‌ام.»

(جرمی را بگذارید که بیشترین احساس انزجار را در شما برمی‌انگیزد.)

  • «من آخر هفته‌ها دوست دارم لباس زنانه بپوشم…»

(رفتاری را بگذارید که برای شما پذیرفتنش دشوار است.)

  • «من واقعاً از مسیحی‌ها بدم می‌آید…»

(اینجا هر دین، جنسیت یا گروه قومی‌ای را قرار دهید که برای شما حساسیت‌برانگیز است.)

«آن‌ها کاملاً توهّم‌زده‌اند و من تمام تلاشم را می‌کنم که هیچ‌کدام را در شرکت خود استخدام نکنم.»

همان‌طور که در ادامه خواهیم دید، ایده‌های غیرقضاوت‌گری و توجه مثبتِ نامشروط از کار کارل راجرز و نظریهٔ «شرایط ضروری و کافی» او (۱۹۵۷) گرفته شده‌اند.

ما این شرایط را در چارچوب رویکرد انسان‌گرای فرد-محور در کوچینگ در فصل ۱۶ بررسی خواهیم کرد.

توضیح مفهومی (Coaching Insight)

این بخش از کتاب برای ایجاد خودآگاهی حرفه‌ای در کوچ طراحی شده است. پیام‌های اصلی آن:

١) هرکس «نقاط حساسیت» یا Triggerهای شخصی دارد.

چیزهایی وجود دارد که برای یک کوچ:

  • تهدیدکننده
  • ناراحت‌کننده
  • یا برانگیزانندهٔ واکنش هیجانی شدید

هستند.

دانستن این موارد، گامی اساسی در بلوغ حرفه‌ای است.

٢) مواجهه با بدترین سناریو باعث رشد ظرفیت پذیرش می‌شود.

وقتی از خود بپرسیم:

  • «چه جمله‌ای بیشترین ناراحتی را در من ایجاد می‌کند؟»
  • «اگر مراجع این را بگوید، چه احساسی پیدا می‌کنم؟»
  • «این احساس دربارهٔ من چه می‌گوید؟»

در واقع در حال کار کردن روی خودِ کوچ هستیم—که مهم‌ترین ابزار در کوچینگ است.

٣) این تمرین به توسعهٔ توجه مثبت نامشروط کمک می‌کند.

اگر کوچ نداند چه چیزهایی او را فعال می‌کند یا برمی‌انگیزد،

نمی‌تواند حضور غیرقضاوت‌گرانه داشته باشد.

٤) ثبت این موارد در ژورنال یادگیری ضروری است.

ژورنال شخصی:

  • آینهٔ رشد حرفه‌ای
  • محل بررسی واکنش‌های هیجانی
  • و مقدمه‌ای برای سوپرویژن مؤثر

است.

واژگان کلیدی

supervisor/ˈsuːpəvaɪzə/

سوپروایزر (ناظر حرفه‌ای کوچ)

mentor coach/ˈmɛntɔː kəʊtʃ/

منتور کوچ

personal learning journal/ˈpɜːsənəl ˈlɜːnɪŋ ˈdʒɜːnl/

ژورنال یادگیری شخصی

trigger/ˈtrɪɡə/

محرک هیجانی / نقطهٔ حساسیت

disgust reaction/dɪsˈɡʌst riˈækʃən/

واکنش انزجار

non-judgmental/nɒnˈdʒʌdʒməntəl/

غیرقضاوت‌گر

unconditional positive regard/ˌʌnkənˈdɪʃənəl ˈpɒzətɪv rɪˈɡɑːd/

توجه مثبت نامشروط

necessary and sufficient conditions/ˈnɛsəsəri ænd səˈfɪʃənt kənˈdɪʃənz/

شرایط لازم و کافی (نظریهٔ راجرز)

Conclusion

In this chapter we have consider how the coach needs to develop and retain a focus toward their clients. This focus can be developed through the coaching mindset of positivity, non-judgmental, unconditional positive regard. By avoiding stereotypes

seeing each client as a prize to be held, the coach can start and manage the relationship in service of their client

….avoiding the dangers of their own expertise and “it’s another case of

نتیجه‌گیری

در این فصل بررسی کردیم که کوچ چگونه باید تمرکز خود را بر مراجعانش توسعه دهد و حفظ کند.

این تمرکز می‌تواند از طریق ذهنیت کوچینگ که مبتنی بر نگرش مثبت، عدم قضاوت و توجه مثبت نامشروط است، شکل بگیرد.

با پرهیز از کلیشه‌سازی (stereotypes) و با دیدن هر مراجع به‌عنوان فردی ارزشمند و منحصربه‌فرد، کوچ می‌تواند رابطهٔ کوچینگ را آغاز کرده و آن را به‌گونه‌ای مدیریت کند که کاملاً در خدمت مراجع باشد.

در این حالت، کوچ از خطراتی مانند اتکا بیش از حد به تخصص شخصی خود یا نگاه ساده‌انگارانه‌ای مانند

«این فقط یک مورد دیگر از همان مشکل همیشگی است…»

اجتناب می‌کند.

توضیح مفهومی کوتاه

پیام اصلی این جمع‌بندی:

یک کوچ حرفه‌ای باید:

  • هر مراجع را منحصربه‌فرد ببیند
  • از قضاوت و برچسب‌زدن سریع دوری کند
  • اجازه ندهد تجربهٔ قبلی یا تخصص خودش باعث شود فکر کند همهٔ مراجعان شبیه هم هستند

زیرا کوچینگ حل مسئلهٔ استاندارد نیست؛بلکه همراهی با انسان منحصربه‌فرد است.

واژگان کلیدی

coaching mindset/ˈkəʊtʃɪŋ ˈmaɪndset/

ذهنیت کوچینگ

non‑judgmental/nɒn ˈdʒʌdʒməntəl/

غیرقضاوت‌گر

expertise trap/ˌekspɜːˈtiːz træp/

دام تخصص (وقتی متخصص فکر می‌کند پاسخ را از قبل می‌داند)

 

 

Stage 2 — Key Sentences (Chapter 4)

  1. Clients are unique individuals with their own experiences, beliefs, values and abilities.

 مراجعان افراد منحصربه‌فردی هستند که تجربیات، باورها، ارزش‌ها و توانایی‌های خاص خود را دارند.

توضیح مفهومی (Coaching Insight)

این جمله یکی از اصول بنیادین کوچینگ را یادآوری می‌کند:

  • هیچ مراجع «نسخهٔ تکراری» دیگری نیست.
  • پس کوچ نمی‌تواند با الگوهای ازپیش‌ساخته، کلیشه‌ها یا پیش‌فرض‌ها کار کند.
  • نقش کوچ ساختن رابطه‌ای شخصی‌سازی‌شده متناسب با انسان مقابلش است.

این اصل پایهٔ «عدم قضاوت» و «توجه مثبت نامشروط» است.

واژگان کلیدی

unique individuals/juːˈniːk ˌɪndɪˈvɪdʒuːəlz/

افراد منحصربه‌فرد

experiences/ɪkˈspɪəriənsɪz/

تجربیات

beliefs/bɪˈliːfs/

باورها

values/ˈvæljuːz/

ارزش‌ها

abilities/əˈbɪlətiz/

توانایی‌ها

  1. Like all people, they have both strengths and weaknesses.

مانند همهٔ انسان‌ها، آن‌ها نیز هم نقاط قوت دارند و هم نقاط ضعف.

توضیح مفهومی (Coaching Insight)

این اصل یادآوری می‌کند که:

  • هیچ مراجع کاملاً بی‌نقص یا کاملاً مشکل‌دار نیست.
  • کوچ باید هم توانمندی‌ها را ببیند و هم چالش‌ها را — بدون اغراق و بدون قضاوت.
  • تمرکز اصلی در کوچینگ بر تقویت نقاط قوت و استفاده از آن‌ها برای غلبه بر نقاط ضعف است (Strengths-Based Coaching).

این نگاه باعث می‌شود کوچ رابطه‌ای متعادل، واقع‌بینانه و توانمندساز ایجاد کند.

واژگان کلیدی

strengths/streŋkθs/

نقاط قوت

weaknesses/ˈwiːknəsɪz/

نقاط ضعف

like all people/laɪk ɔːl ˈpiːpl/

مانند همهٔ انسان‌ها

  1. This approach is often labelled the deficit model because it centers on identifying problems and weaknesses rather than strengths

این رویکرد اغلب «مدل کمبود» نامیده می‌شود، زیرا به‌جای تمرکز بر نقاط قوت، بر شناسایی مشکلات و نقاط ضعف متمرکز است.

توضیح مفهومی (Coaching Insight)

این جمله توضیح می‌دهد که چرا این رویکرد در روان‌شناسی و کوچینگ «deficit model» نام گرفته است:

  • تمرکز اصلی آن بر کمبودها، نقص‌ها، مشکلات و نقاط ضعف است.
  • این مدل سعی می‌کند ببیند «چه چیزی خراب است؟» و «چه چیزی باید اصلاح شود؟».
  • نقطهٔ مقابل آن، رویکرد Strengths-Based یا Positive Psychology Model است که از سؤال «چه چیزی درست است؟» شروع می‌کند.

در کوچینگ حرفه‌ای، این مدل به‌عنوان یک دیدگاه ناکافی شناخته می‌شود، زیرا تمرکز بیش از حد بر نقص‌ها باعث محدود شدن انگیزه، امید و توانمندی مراجع می‌شود.

واژگان کلیدی با فونتیک

labelled/ˈleɪbəld/

نامیده‌شدن؛ برچسب‌خورده

deficit model/ˈdefɪsɪt ˈmɒdəl/

مدل کمبود

centres on/ˈsentəz ɒn/

متمرکز است بر

identifying/aɪˈdentɪfaɪɪŋ/

شناسایی

weaknesses/ˈwiːknəsɪz/

نقاط ضعف

rather than/ˈrɑːðə ðæn/

به‌جایِ

strengths/streŋkθs/

نقاط قوت

  1. Positive psychology focuses on the strengths and conditions that enable individuals to thrive and flourish

روان‌شناسی مثبت‌گرا بر نقاط قوت و شرایطی تمرکز دارد که افراد را قادر می‌سازد رشد کنند و شکوفا شوند.

توضیح مفهومی کوتاه

در این دیدگاه تمرکز از «مشکل و نقص» برداشته می‌شود و به سمت موارد زیر می‌رود:

  • توانمندی‌ها و استعدادهای انسان
  • شرایطی که باعث رشد، رضایت و عملکرد بهتر می‌شوند
  • عواملی که به انسان کمک می‌کنند زندگی معنادارتر و سالم‌تری داشته باشد

به همین دلیل، روان‌شناسی مثبت‌گرا پایهٔ بسیاری از رویکردهای کوچینگ مبتنی بر نقاط قوت (Strengths‑Based Coaching) است.

واژگان کلیدی

positive psychology/ˈpɒzətɪv saɪˈkɒlədʒi/

روان‌شناسی مثبت‌گرا

thrive/θraɪv/

رشد کردن، پیشرفت کردن

flourish/ˈflʌrɪʃ/

شکوفا شدن، بالیدن

  1. Coaching is generally focused on development and growth, rather than on treating psychological problems

کوچینگ معمولاً بر توسعه و رشد فردی تمرکز دارد، نه بر درمان مشکلات روان‌شناختی.

توضیح مفهومی (Coaching Insight)

این اصل یکی از مهم‌ترین مرزبندی‌های حرفه‌ای کوچینگ است:

  • کوچینگ درمان روان‌شناختی نیست.
  • کوچ‌ها با اختلالات روانی، تروما، افسردگی بالینی و موارد مشابه کار نمی‌کنند.
  • تمرکز کوچینگ بر این است که فرد بتواند:
    • توانمندی‌هایش را توسعه دهد
    • آگاهی و عملکردش را ارتقا دهد
    • به اهدافش برسد
    • شکوفا شود

به همین دلیل است که اکثر متخصصان از جمله ICF تأکید می‌کنند کوچ باید بداند چه زمانی ارجاع دهد و مشاوره یا درمان را با کوچینگ اشتباه نگیرد.

واژگان کلیدی

coaching/ˈkəʊtʃɪŋ/

کوچینگ

development/dɪˈveləpmənt/

توسعه

growth/ɡrəʊθ/

رشد

treating/ˈtriːtɪŋ/

درمان‌کردن

psychological problems/ˌsaɪkəˈlɒdʒɪkəl ˈprɒbləmz/

مشکلات روان‌شناختی

  1. Psychometric tools can be useful, but they should not be regarded as absolute truths

ابزارهای پسیکومتریک می‌توانند مفید باشند، اما نباید آن‌ها را حقیقتی قطعی و مطلق در نظر گرفت.

توضیح مفهومی (Coaching Insight)

این جمله بر یک اصل مهم تأکید دارد:

  • تست‌های روان‌سنجی (مثل MBTI, DISC, CliftonStrengths, VIA و …)کمک‌کننده‌اند اما کامل نیستند.

دلایل:

  • هر ابزار فقط بخشی از واقعیت شخص را اندازه‌گیری می‌کند
  • نتایج ممکن است وابسته به موقعیت و زمان باشند
  • هیچ آزمونی نمی‌تواند هویت یا شخصیت فرد را کاملاً تعریف کند
  • در کوچینگ، تست‌ها باید نقطهٔ شروع گفتگو باشند، نه «حکم نهایی»

کوچ حرفه‌ای از این ابزارها برای افزایش آگاهی مراجع استفاده می‌کند، نه برای برچسب‌زدن یا طبقه‌بندی قطعی.

واژگان کلیدی

psychometric tools/ˌsaɪkəˈmɛtrɪk tuːlz/

ابزارهای روان‌سنجی / پسیکومتریک

useful/ˈjuːsfəl/

مفید

regarded as/rɪˈɡɑːdəd æz/

در نظر گرفته‌شدن به‌عنوانِ

absolute truths/ˌæbsəˈluːt truːθs/

حقایق قطعی / مطلق

Stage 3 —  Coaching Collocations

Expression: identify strengths

Meaning : discover and recognize a person’s abilities

شناسایی نقاط قوت

Example

The coach helped the client identify their strengths

کوچ به مراجع کمک کرد نقاط قوت خود را شناسایی کند.

  1. Expression: build self‑confidence

Meaning : develop stronger belief in one’s abilities

تقویت اعتماد به نفس

Example

Using strengths can help clients build self‑confidence

استفاده از نقاط قوت می‌تواند به مراجعان کمک کند اعتماد به نفس خود را تقویت کنند.

  1. Expression: explore strengths

Meaning : examine abilities and positive qualities

بررسی و کشف نقاط قوت

Example

The session focused on exploring the client’s strengths

این جلسه بر بررسی نقاط قوت مراجع تمرکز داشت.

  1. Expression: apply strengths

Meaning : use personal strengths in real situations

به‌کارگیری نقاط قوت

Example

The client learned how to apply their strengths at work

مراجع یاد گرفت چگونه از نقاط قوت خود در محل کار استفاده کند.

  1. Expression: create awareness

Meaning : help someone become more conscious of something

ایجاد آگاهی

Example :

The coach asked questions to create awareness

کوچ با طرح پرسش‌هایی تلاش کرد آگاهی ایجاد کند.

  1. Expression: challenge assumptions

Meaning : question beliefs that may not be accurate

به چالش کشیدن فرضیات

Example :

The coach helped the client challenge their assumptions

کوچ به مراجع کمک کرد فرضیات خود را به چالش بکشد.

  1. Expression: develop potential

Meaning : help someone grow their abilities

توسعه ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها

Example :

Coaching supports clients to develop their potential

کوچینگ به مراجعان کمک می‌کند ظرفیت‌های خود را توسعه دهند.

  1. Expression: encourage reflection

Meaning : motivate someone to think deeply about experiences

تشویق به تأمل

Example :

The coach encouraged reflection after the exercise

کوچ پس از تمرین، مراجع را به تأمل تشویق کرد.

  1. Expression: support growth

Meaning : help someone improve and develop

حمایت از رشد

Example :

The coaching relationship aims to support growth.

رابطه کوچینگ با هدف حمایت از رشد شکل می‌گیرد.

  1. Expression: recognize patterns

Meaning : notice repeated behaviors or thoughts

تشخیص الگوها

Example :

The client began to recognize patterns in their behavior

مراجع شروع کرد الگوهای رفتاری خود را تشخیص دهد.

  1. Expression: facilitate learning

Meaning : make learning easier for someone

تسهیل یادگیری

Example :

Coaches facilitate learning rather than giving advice

کوچ‌ها به جای نصیحت کردن، یادگیری را تسهیل می‌کنند.

  1. Expression: strengthen awareness

Meaning : deepen understanding about oneself

تقویت آگاهی

Example :

Reflection can strengthen self‑awareness

تأمل می‌تواند آگاهی فرد از خود را تقویت کند.

  1. Expression: build trust

Meaning : develop a relationship of reliability and safety

ایجاد اعتماد

Example :

A non‑judgmental attitude helps build trust

نگرش غیرقضاوتی به ایجاد اعتماد کمک می‌کند.

  1. Expression: explore perspectives

Meaning : examine different ways of seeing a situation

بررسی دیدگاه‌ها

Example :

The coach invited the client to explore new perspectives

کوچ از مراجع دعوت کرد دیدگاه‌های جدیدی را بررسی کند.

  1. Expression: enhance performance

Meaning : improve effectiveness or results

بهبود عملکرد

Example :

Coaching often aims to enhance performance

کوچینگ اغلب با هدف بهبود عملکرد انجام می‌شود.

Stage 4 — Golden Page Summary (Chapter 4)

Who Are My Clients?

Core Idea

In coaching, the way a coach views their clients is fundamental

A coach must see the client not as someone who is broken or deficient, but as a capable and resourceful individual who has the potential to grow, learn, and develop

در کوچینگ، نحوه نگاه کوچ به مراجع بسیار اساسی است.

کوچ باید مراجع را نه به عنوان فردی مشکل‌دار یا ناقص، بلکه به عنوان انسانی توانمند و دارای ظرفیت رشد، یادگیری و توسعه ببیند.

Two Psychological Perspectives

This chapter introduces two psychological perspectives that explain different ways of understanding people.

  1. Deficit Model

The deficit model focuses on what is wrong with people

It aims to identify weaknesses, problems, and deficiencies in order to correct or fix them

Example areas

mental illness, dysfunction, and psychological problems

ترجمهٔ فارسی

دو دیدگاه روان‌شناختی

این فصل دو دیدگاه متفاوت در روان‌شناسی را معرفی می‌کند که شیوه‌های مختلفی برای درک انسان ارائه می‌دهند.

۱. مدل کمبود (Deficit Model)

مدل کمبود بر آنچه در افراد «اشتباه» یا «ناکارآمد» است تمرکز دارد.

این مدل تلاش می‌کند نقاط ضعف، مشکلات و کاستی‌ها را شناسایی کند تا آن‌ها را اصلاح یا برطرف کند.

نمونه حوزه‌ها:

  • بیماری‌های روانی
  • اختلال در کارکرد روانی یا رفتاری
  • مشکلات روان‌شناختی

در این مدل تمرکز بر نقص‌ها و مشکلات فرد است. هدف این است که مشکل تشخیص داده شود و سپس اصلاح یا درمان شود.

  1. Positive Psychology Model

Positive psychology focuses on strengths, well‑being, and human potential.

 

?Instead of asking “What is wrong with this person?”, it asks “What is strong in this person

Persian Explanation (توضیح فارسی کامل و حرفه‌ای)

۲. مدل روان‌شناسی مثبت‌گرا (Positive Psychology Model)

در این رویکرد، تمرکز اصلی بر توانمندی‌ها، سلامت روان، بهزیستی و پتانسیل انسانی است.

برخلاف مدل کمبود که از سؤال «مشکل این فرد چیست؟» شروع می‌کند، روان‌شناسی مثبت‌گرا پرسش متفاوتی مطرح می‌کند:

«نقطهٔ قوت این فرد چیست؟»

این مدل باور دارد که انسان‌ها فقط مجموعه‌ای از مشکلات و آسیب‌ها نیستند،

بلکه دارای نقاط قوت، منابع درونی، استعدادها و ظرفیت‌های رشد هستند که می‌توانند مبنای تحول و شکوفایی قرار بگیرند.

نکات کلیدی این رویکرد:

  • تمرکز بر اینکه چه چیزی درست است نه چه چیزی خراب است
  • توجه به بهزیستی روانی به جای آسیب‌شناسی
  • کشف و تقویت نقاط قوت و ارزش‌های فردی
  • باور به اینکه افراد می‌توانند رشد کنند، پیشرفت کنند و شکوفا شوند
  • ایجاد انرژی، امید و انگیزه از طریق تمرکز بر منابع قدرت مراجع

در کوچینگ، این مدل بسیار بنیادین است؛

زیرا کوچ به فرد کمک می‌کند بر اساس توانمندی‌هایش مسیر رشد خود را طراحی و دنبال کند،

نه اینکه صرفاً به رفع مشکلات بپردازد.

Strengths‑Based Coaching

A key idea in this chapter is strengths‑based coaching

This approach assumes that every person has natural strengths

When people recognize and use these strengths, they become more confident, effective, and motivated

کوچینگ مبتنی بر نقاط قوت (Strengths‑Based Coaching)

یکی از مفاهیم اصلی این فصل، رویکرد کوچینگ مبتنی بر نقاط قوت است.

این رویکرد بر این باور استوار است که هر انسان به‌طور طبیعی دارای مجموعه‌ای از توانمندی‌ها، استعدادها و نقاط قوت منحصر‌به‌فرد است.

در این نوع کوچینگ، تمرکز بر کشف، تقویت و به‌کارگیری همین نقاط قوت است.

منطق این رویکرد ساده اما بسیار قدرتمند است:

  • وقتی افراد نقاط قوت واقعی خود را بشناسند،
  • و بتوانند آن‌ها را در زندگی، کار و ارتباطات به‌کار بگیرند،

نتیجه‌اش افزایش:

  • اعتمادبه‌نفس
  • کارایی و اثرگذاری
  • انگیزه و انرژی درونی

نکتهٔ کلیدی این است که کوچ به مراجع کمک می‌کند آنچه در او قوی، سالم و مؤثر است را به‌عنوان سوخت حرکت و رشدش به‌کار ببرد؛

نه اینکه صرفاً به رفع ضعف‌ها و کمبودها بپردازد.

در کوچینگ مبتنی بر نقاط قوت، تمرکز بر شناسایی و استفاده از توانمندی‌های طبیعی افراد است. استفاده آگاهانه از نقاط قوت باعث افزایش اعتمادبه‌نفس، عملکرد بهتر و انگیزه بیشتر می‌شود.

Carl Rogers’ Humanistic Principles

The chapter also highlights the ideas of Carl Rogers, a leading figure in humanistic psychology

Two of Rogers’ key concepts are especially relevant to coaching

  1. Unconditional Positive Regard

The coach fully accepts and values the client as a person, without judgment or conditions

  1. Non‑Judgmental Attitude

The coach refrains from judging the client’s thoughts, feelings, or experiences, and approaches them with openness and understanding

اصول انسان‌گرایانهٔ کارل راجرز

این فصل به ایده‌های کارل راجرز—یکی از مهم‌ترین چهره‌های روان‌شناسی انسان‌گرا—نیز اشاره می‌کند.

دو مفهوم کلیدی از دیدگاه راجرز نقش بسیار مهمی در کوچینگ دارند:

۱. توجه مثبتِ نامشروط (Unconditional Positive Regard)

کوچ مراجع را به‌طور کامل، بدون هیچ شرط یا قضاوتی می‌پذیرد و برای او به‌عنوان یک انسان ارزش قائل است.

این پذیرش وابسته به عملکرد، رفتار یا تصمیم‌های مراجع نیست؛

بلکه ریشه در احترام به ارزش ذاتی انسان بودن او دارد.

در این فضا، مراجع احساس می‌کند:

  • ارزشمند است
  • پذیرفته شده است
  • می‌تواند صادقانه و بدون ترس از قضاوت صحبت کند

این اصل یکی از سنگ‌بنای رابطهٔ کوچینگ عمیق و مؤثر است.

۲. نگرش بدون قضاوت (Non‑Judgmental Attitude)

در این رویکرد، کوچ افکار، احساسات یا تجربه‌های مراجع را قضاوت نمی‌کند

و آن‌ها را «خوب/بد» یا «درست/غلط» دسته‌بندی نمی‌کند.

کوچ با:

  • گشودگی
  • کنجکاوی سالم
  • و تلاش برای درک واقعی

به صحبت‌های مراجع گوش می‌دهد.

این نگرش فضایی ایجاد می‌کند که مراجع بتواند با امنیت، صداقت و آزادی کامل خود را بیان کند—که شرط لازم برای رشد و بینش عمیق است.

Improved English Version

The Importance of Coach Awareness

Even experienced coaches may occasionally judge their clients unconsciously.

Therefore, coaches need to continuously reflect on their own reactions, assumptions, and biases,

so they can remain self‑aware, present, and impartial in their coaching relationships.

اهمیت خودآگاهی کوچ (Coach Awareness)

حتی کوچ‌های باتجربه نیز ممکن است گاهی به‌صورت ناخودآگاه مراجع خود را قضاوت کنند —

مثلاً بر اساس باورها، ارزش‌ها، تجربه‌های گذشته یا برداشت‌های شخصی.

به همین دلیل، کوچ باید به‌طور مستمر فرآیند خودآگاهی و بازاندیشی (reflection) را در کار خود حفظ کند.

یعنی:

  • واکنش‌های هیجانی خود را بررسی کند (مثلاً احساس خشم، ناامیدی یا دلسوزی بیش از حد)
  • فرضیات و پیش‌داوری‌های ذهنی‌اش را بشناسد
  • و از سوگیری‌ها (biases) یا ترجیحات شخصی خود آگاه باشد

این خودآگاهی کمک می‌کند کوچ در رابطهٔ کوچینگ:

  • بی‌طرف، آگاه و در لحظهٔ حال باقی بماند
  • بتواند به‌جای قضاوت، درک واقعی و حضور همدلانه را ارائه دهد
  • و فضایی امن برای رشد مراجع فراهم کند

به زبان ساده، خودآگاهی یعنی کوچ همیشه نگاهی انتقادی و مهربان به خود دارد تا مطمئن شود حضورش به رشد مراجع کمک می‌کند، نه مانع آن می‌شود.

Practical Meaning for Coaching

This chapter emphasizes that effective coaching relies not only on techniques and tools

but also on the coach’s mindset and way of being

:An effective coach should

  • believe in the client’s potential
  • focus on strengths rather than weaknesses
  • stay curious, open, and receptive
  • avoid judgment
  • facilitate the client’s own process of self‑discovery

معنای عملی برای کوچینگ

این فصل تأکید می‌کند که کوچینگِ مؤثر تنها بر تکنیک‌ها، مدل‌ها یا ابزارها متکی نیست؛

بلکه به طرز فکر، نگرش و کیفیت حضور کوچ بستگی دارد.

یک کوچ کارآمد باید:

  • به توانایی‌ها و ظرفیت‌های مراجع باور داشته باشد

یعنی به مراجع به چشم فردی نگاه کند که قابلیت رشد، تغییر و شکوفایی دارد.

  • بر نقاط قوت تمرکز کند، نه ضعف‌ها

تمرکز اصلی بر بخش‌هایی است که خوب عمل می‌کنند و می‌توانند موتور پیشرفت باشند.

  • کنجکاو، باز و پذیرنده باقی بماند

بدون پیش‌فرض، با ذهن خالی و با علاقهٔ واقعی به فهم دنیای مراجع.

  • از قضاوت‌کردن خودداری کند

کوچ نباید افکار، احساسات یا تصمیمات مراجع را خوب/بد یا درست/غلط برچسب‌گذاری کند.

  • به فرآیند کشف خودِ مراجع کمک کند

کوچ راه‌حل نمی‌دهد؛ بلکه مسیر را هموار می‌کند تا مراجع خودش به بینش برسد.

Key Takeaway

The most powerful coaching relationships are built on respect, belief in the client’s strengths, and a non‑judgmental attitude

قوی‌ترین رابطه‌های کوچینگ بر سه ستون اصلی بنا می‌شوند:

۱. احترام (Respect)

کوچ به مراجع به‌عنوان یک انسان کامل، مستقل و ارزشمند نگاه می‌کند.

این احترام فقط رفتاری نیست؛ بلکه یعنی کوچ باور دارد مراجع حق انتخاب، حق اشتباه، حق تجربه، و حق تصمیم‌گیری دارد.

۲. باور به توانمندی‌ها و نقاط قوت مراجع (Belief in the client’s strengths)

کوچ از این پیش‌فرض شروع می‌کند که هر مراجع دارای نقاط قوت، استعدادها و ظرفیت‌های رشد است.

این باور واقعی—not fake—جوّی ایجاد می‌کند که مراجع احساس می‌کند «می‌توانم»، «در من چیزی ارزشمند وجود دارد».

این همان نیرویی است که باعث می‌شود مراجع:

  • انگیزه پیدا کند
  • احساس امید و توانایی کند
  • به مسیر رشد متعهد شود

۳. نگرش بدون قضاوت (Non‑judgmental attitude)

کوچ نه قضاوت می‌کند، نه برچسب می‌زند، نه مقایسه می‌کند.

او به مراجع فضا می‌دهد تا بتواند بدون ترس، دفاع، یا پنهان‌کاری دربارهٔ خود صحبت کند.

این نگرش همان چیزی است که کارل راجرز آن را توجه مثبت نامشروط (Unconditional Positive Regard) می‌نامد:

یعنی «من انسان بودن تو را می‌پذیرم، حتی اگر با رفتار یا انتخاب‌هایت موافق نباشم.»

Stage 7 — Deep Concept Integration

  1. Concept Reflection Questions

?How does your view of human potential influence the way you coach clients

نگاه شما به ظرفیت‌های انسانی چگونه بر نحوه کوچینگ شما با مراجعان تأثیر می‌گذارد؟

?Do you tend to focus more on problems or on strengths when listening to a client

آیا هنگام گوش دادن به مراجع بیشتر بر مشکلات تمرکز می‌کنید یا بر نقاط قوت؟

?What happens in a coaching conversation when the coach truly believes that the client is capable and resourceful

وقتی کوچ واقعاً باور داشته باشد که مراجع توانمند و دارای منابع درونی است، چه تغییری در گفتگوی کوچینگ ایجاد می‌شود؟

?How can identifying strengths help a client overcome challenges

شناسایی نقاط قوت چگونه می‌تواند به مراجع کمک کند چالش‌ها را مدیریت کند؟

?In what ways might unconscious judgments affect a coaching session

قضاوت‌های ناخودآگاه چگونه می‌توانند بر یک جلسه کوچینگ تأثیر بگذارند؟

  1. Professional Coaching Reflection

Professional coaches continuously reflect on their assumptions about clients

If a coach believes that clients are broken or deficient, the coaching relationship may become directive or corrective

However, when a coach sees clients as capable, creative, and resourceful, the conversation becomes exploratory and empowering

کوچ‌های حرفه‌ای به طور مداوم درباره فرضیات خود نسبت به مراجعان تأمل می‌کنند.

اگر کوچ باور داشته باشد که مراجعان دارای نقص یا مشکل هستند، رابطه کوچینگ ممکن است به سمت راهنمایی مستقیم یا اصلاح‌گری حرکت کند.

اما زمانی که کوچ مراجع را فردی توانمند، خلاق و دارای منابع درونی ببیند، گفتگو به فضایی اکتشافی و توانمندساز تبدیل می‌شود.

  1. Applied Coaching Exercise

Exercise: Strengths Exploration

Ask the client the following questions

  • ?What activities give you energy
  • ?When do you feel most confident
  • ?What do others appreciate about you
  • ?When have you handled a challenge successfully

این پرسش‌ها را از مراجع بپرسید:

  • چه فعالیت‌هایی به شما انرژی می‌دهند؟
  • چه زمانی بیشترین اعتمادبه‌نفس را دارید؟
  • دیگران چه ویژگی‌هایی از شما را تحسین می‌کنند؟
  • چه زمانی توانسته‌اید یک چالش را به‌خوبی مدیریت کنید؟
  1. Integration Insight

Understanding clients through a strengths‑based perspective allows coaching conversations to focus on possibility, growth, and learning rather than deficiency

درک مراجع از منظر نقاط قوت باعث می‌شود گفتگوی کوچینگ به جای تمرکز بر نقص‌ها، بر امکان‌ها، رشد و یادگیری متمرکز شود.

قبلی ۹) Consideration

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
پشتیبانی

دکترتم مجموعه تخصصی آموزش حقوق، داوری، قرارداد های داخلی و بین المللی و با مدیریت کوچ و منتور حقوقی وکلا و کارآموزان سید صادق قریشی

دسته‌ها
  • آموزش تخصصی کوچینگ
  • پادکست صوتی
  • پادیادگیری
  • تبلیغات
  • تحلیل و نگارش قرارداد های بین المللی
  • درباره داوری
  • درباره کوچینگ
  • دوره آموزش بند به بند داوری
  • دوره تحلیل متون حقوقی
  • طرز فکر
  • عمق داوری
  • مستر کلاس حقوق پیمان
  • ویدئو

دکترتم مجموعه تخصصی آموزش حقوق، داوری، قرارداد های داخلی و بین المللی و با مدیریت کوچ و منتور حقوقی وکلا و کارآموزان سید صادق قریشی
دسترسی سریع
  • دوره ها
  • اخبار
  • تماس با ما
خبرنامه

چیزی را از دست ندهید، ثبت نام کنید و در مورد شرکت ما مطلع باشید.

© 2024. قالب استادیار (سیمین دانشور). طراحی شده توسط سان کد
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید
سبد خرید شما
  • فارسی