جستجو برای:
سبد خرید 0
  • دکترتم
    • کوچینگ وکلا و کارآموزانجدید
    • داوری
    • کوچینگ شرکت ها و فعالان اقتصادی
    • قرارداد
  • دسته بندی
    • لگال کوچ

      2 دوره

      عمومی

      1 دوره

      داوری

      1 دوره

      کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی

      1 دوره

      قرارداد

      1 دوره
      • قرارداد
      • کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی
      • داوری
      • عمومی
      • لگال کوچ
  • تماس با ما
    • تهران - مرزداران
      09124490190
      s.qoraishi1159@gmail.com
      اینستاگرام
      کانال تلگرام
دکترتم
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

دکترتم
  • دکترتم
    • کوچینگ وکلا و کارآموزانجدید
    • داوری
    • کوچینگ شرکت ها و فعالان اقتصادی
    • قرارداد
  • دسته بندی
    • لگال کوچ

      2 دوره

      عمومی

      1 دوره

      داوری

      1 دوره

      کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی

      1 دوره

      قرارداد

      1 دوره
      • قرارداد
      • کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی
      • داوری
      • عمومی
      • لگال کوچ
  • تماس با ما
    • تهران - مرزداران
      09124490190
      s.qoraishi1159@gmail.com
      اینستاگرام
      کانال تلگرام
شروع کنید
0

وبلاگ

دکترتم > اخبار > آموزش تخصصی کوچینگ > 3) فصل سوم – پارت اول

3) فصل سوم – پارت اول

18 فروردین 1405
ارسال شده توسط sadeq_qoraishi
آموزش تخصصی کوچینگ

Chapter 3

Who Am I?

Stage 0 — Concept Activation

Concept Overview (EN)

Chapter 3, Who Am I?, explores the coach’s inner world as a central tool in the coaching process. It emphasizes that coaching is not only about methods, techniques, or frameworks, but fundamentally about the person of the coach. The chapter introduces self-awareness, self-reflection, and multiple psychological “lenses” (Type, Trait, and Specialist questionnaires) as pathways for understanding oneself. It also highlights the importance of journaling and reflective practice as essential habits of effective coaches. Ultimately, the chapter argues that while psychometric tools help us understand ourselves, they cannot fully capture the complexity of human identity—and coaches should use them wisely without letting them define or restrict them.

فعال‌سازی مفهومی

این فصل درباره مهم‌ترین ابزار کوچ صحبت می‌کند: خودِ کوچ.

در واقع می‌گوید برای اینکه کوچ بتواند فضای امن، اعتماد، عمق، و مسیر رشد برای مراجع بسازد، قبل از هر چیز باید خودش را بشناسد:

الگوهای رفتاری، احساسات، تاریخچه شخصی، نقاط قوت، نقاط نیازمند رشد، سبک تصمیم‌گیری، ترجیحات رفتاری و…

فصل سوم سه مسیر برای خودشناسی معرفی می‌کند:

  1. آگاهی از خود (Self-Awareness)
  2. خودبازتابی (Self-Reflection)
  3. سه لنز شخصیت‌شناسی:
    • مدل‌های تیپ‌شناسی (MBTI، DISC، 16 Personalities…)
    • مدل‌های صفاتی (Big Five)
    • ابزارهای تخصصی (EQ، Resilience، Leadership…)

سپس تأکید می‌کند که هیچ پرسشنامه‌ای نمی‌تواند انسان را کامل و نهایی توصیف کند. کوچ باید نتایج این ابزارها را تأمل، تحلیل و به‌صورت انعطاف‌پذیر استفاده کند.

در پایان، نقش ژورنال‌نویسی و تأمل مداوم به‌عنوان بخشی از ذهنیت کوچ حرفه‌ای مورد تأکید قرار می‌گیرد.

 

Stage 1 — Full Original Text + Concept Explanation

Introduction

In coaching, understanding who we are, is as important as understanding what is coaching. The coach plays a central role in the work with the client. We might even say the coach is the tool in the coaching relationship. By understanding themselves the coach can help get out of the way of the work the client needs to do, as well as using themselves through self-disclosure and stories to help clients on their journeys of self-discovery.

In this chapter we will think about ourselves as a central tool in the coaching process and consider ways the coach can develop a deeper understanding of themselves by becoming more self-aware. One way for doing this is through self-reflection using personality questionnaires, another is through using a personal journal and the third is by consciously seeing their coaching practice as a continual learning journey of self-discovery. We will look at these different approaches.

مقدمه

در کوچینگ، فهمیدن این‌که «ما چه کسی هستیم» به همان اندازه مهم است که فهمیدن «کوچینگ چیست». کوچ نقش محوری در کار با مراجع دارد. حتی می‌توان گفت کوچ، ابزار اصلی در رابطه‌ی کوچینگ است. با شناختِ خود، کوچ می‌تواند از سر راهِ کاری که مراجع باید انجام دهد کنار برود، و همچنین با استفاده از خود ــ از طریق خودافشایی و روایت‌ها ــ به مراجع کمک کند تا در مسیر خودکاوی و خودشناسی پیش برود.

در این فصل، ما درباره‌ی خودِ کوچ به‌عنوان ابزار اصلی در فرایند کوچینگ فکر می‌کنیم و راه‌هایی را بررسی می‌کنیم که کوچ بتواند با خودآگاهی بیشتر، درک عمیق‌تری از خود به دست آورد. یکی از روش‌ها، بازتاب‌گری (خوداندیشی) از طریق پرسشنامه‌های شخصیت‌شناسی است؛ روش دیگر استفاده از یک ژورنال یا دفترچه‌ی شخصی؛ و روش سوم این است که کوچ به‌صورت آگاهانه، تمرین کوچینگ خود را یک مسیر یادگیریِ پیوسته و سفری برای خودشناسی ببیند. ما این رویکردهای مختلف را بررسی خواهیم کرد.

واژگان مهم (با توضیح مختصر معنای تخصصی):

  • Coaching = کوچینگ، فرایند همراهی و تسهیل رشد و تغییر
  • Understanding who we are = شناخت خود، خودفهمی
  • Coach plays a central role = کوچ نقش مرکزی دارد
  • The coach is the tool = کوچ، ابزار اصلی رابطه‌ی کوچینگ است
  • Self-disclosure = خودافشایی (به‌اشتراک‌گذاری آگاهانه اطلاعات شخصی مفید)
  • Self-discovery = خودکاوی، خودشناسی
  • Self-awareness = خودآگاهی
  • Self-reflection = خوداندیشی، بازتاب‌گری
  • Personality questionnaires = پرسشنامه‌های شخصیت‌شناسی
  • Personal journal = ژورنال یا دفترچه‌ی شخصی رشد
  • Continual learning journey = مسیر یادگیری مداوم
  • Coaching practice = تمرین/عمل حرفه‌ای کوچینگ

Who Am I?

Coaching is a highly personal process. It requires the coach to be authentic. Through this, a relationship of trust can develop, allowing clients to become more open and intimate in their coaching work. At the same time the coach needs to keep out of the way. The coach’s task is to manage the process, without significantly shaping, directing or influencing the content.

In our role the coach is a tool that can help their client to achieve their agreed goal. This goal may be a need for action to address a challenge or a situation, or a plan of action. To achieve this, the coach needs to have a high degree of self-awareness: To know when to intervene and when not to. To be conscious of when they are responding, reframing, offering a metaphor or insight. Stepping back by using silence, to allow the client to reflect and process the conversation, allowing them time for personal insights to emerge.

من که هستم؟

کوچینگ یک فرایند بسیار شخصی است. این فرایند از کوچ می‌خواهد که اصیل و واقعی باشد. از طریق این اصالت، یک رابطه‌ی مبتنی بر اعتماد شکل می‌گیرد که به مراجع اجازه می‌دهد در کار کوچینگ خود بازتر و صمیمی‌تر شود. در همان زمان، کوچ باید از سر راه کنار بایستد. وظیفه‌ی کوچ مدیریت فرایند است، بدون آن‌که محتوای گفت‌وگو را به‌طور قابل‌توجهی شکل دهد، هدایت کند یا تحت تأثیر قرار دهد.

در نقشِ ما، کوچ ابزاری است که می‌تواند به مراجع کمک کند تا به هدف مورد توافق خود برسد. این هدف ممکن است نیاز به اقدامی برای رسیدگی به یک چالش یا وضعیت باشد، یا یک برنامه‌ی عملی. برای رسیدن به این هدف، کوچ باید درجه بالایی از خودآگاهی داشته باشد: بداند چه زمانی مداخله کند و چه زمانی نه. آگاه باشد از این‌که چه زمانی در حال پاسخ‌دادن، بازچارچوب‌دهی، ارائه یک استعاره یا دادن یک بینش است. با عقب‌نشینی و استفاده از سکوت، به مراجع اجازه دهد درباره گفت‌وگو فکر کند و آن را پردازش نماید، و همچنین زمانی برای پدید آمدن بینش‌های شخصی او فراهم کند.

واژگان مهم:

  • Authentic = اصیل، واقعی
  • Relationship of trust = رابطه‌ی مبتنی بر اعتماد
  • Become more open and intimate = بازتر و صمیمی‌تر شدن
  • Keep out of the way = کنار ایستادن، مانع نشدن
  • Manage the process = مدیریتِ فرایند
  • Shaping / directing / influencing the content = شکل‌دادن / هدایت / تأثیرگذاری بر محتوا
  • Agreed goal = هدف مورد توافق
  • Self-awareness = خودآگاهی
  • Intervene = مداخله کردن
  • Reframing = بازچارچوب‌دهی، تغییر زاویه نگاه
  • Metaphor = استعاره
  • Insight = بینش
  • Stepping back = عقب‌نشینی آگاهانه
  • Using silence = استفاده از سکوت
  • Personal insights = بینش‌های شخصی

Self-Awareness and Self-Reflection

The terms self-awareness and self-reflection are often used interchangeably, as if they mean the same thing. We however see a difference between them. For us Self-reflection is a process that the coach can engage in, which will help them develop a greater capacity to be more self-aware. In contrast self-awareness is the outcome of this process. It enables the coach to become more sensitive to and aware of their feelings, behaviors and thoughts, and to place these within the context of their personal history and personality and in response to the environment and their client.

Individuals with a high capacity for self-awareness are more likely to:

  • Be willing to take a candid look at them self.
  • Identify strengths and areas for improvement.
  • Be able to experience a full range of emotions.
  • Identify and heal their deepest emotions.
  • Stop doing things that don’t work.
  • Think, feel and behave consciously.
  • Act more proactive.
  • Be willing to learn, grow and change.
  • Be open to new experiences.
  • Be more comfortable with their own vulnerabilities

خودآگاهی و خوداندیشی

اصطلاحات خودآگاهی و خوداندیشی اغلب به‌جای هم استفاده می‌شوند، گویی که معنای یکسانی دارند. بااین‌حال، ما میان آن‌ها تفاوت قائل می‌شویم. از نظر ما، خوداندیشی فرایندی است که کوچ می‌تواند در آن مشارکت کند و این فرایند به او کمک می‌کند ظرفیت بیشتری برای خودآگاهی به دست آورد. در مقابل، خودآگاهی نتیجه‌ی این فرایند است. خودآگاهی به کوچ امکان می‌دهد نسبت به احساسات، رفتارها و افکار خود حساس‌تر و آگاه‌تر شود و آن‌ها را در بسترِ تاریخچه شخصی، شخصیت فردی، و واکنش به محیط و مراجع قرار دهد.

افرادی که ظرفیت بالایی برای خودآگاهی دارند، احتمال بیشتری دارد که:

  • مایل باشند نگاهی صادقانه به خود بیندازند.
  • نقاط قوت و حوزه‌های نیازمند بهبود را شناسایی کنند.
  • بتوانند طیف کاملی از احساسات را تجربه کنند.
  • احساسات عمیق خود را شناسایی و التیام دهند.
  • کارهایی را که نتیجه‌بخش نیست متوقف کنند.
  • آگاهانه فکر کنند، احساس کنند و رفتار کنند.
  • فعال‌تر و پیش‌نگرتر عمل کنند.
  • مایل به یادگیری، رشد و تغییر باشند.
  • پذیرای تجربه‌های جدید باشند.
  • با آسیب‌پذیری‌های خود راحت‌تر باشند.

واژگان و نکات مهم:

  • Outcome = نتیجه
  • Process = فرایند
  • Sensitive to emotions = حساس و آگاه نسبت به احساسات
  • Behaviors and thoughts = رفتارها و افکار
  • Personal history = تاریخچه فردی
  • Personality = شخصیت
  • Environment = محیط
  • Candid look at oneself = نگاه صادقانه به خود
  • Strengths / areas for improvement = نقاط قوت / حوزه‌های قابل بهبود
  • Full range of emotions = طیف کامل احساسات
  • Heal emotions = التیام احساسات
  • Act proactively = فعالانه و پیش‌نگرانه عمل کردن
  • Vulnerabilities = آسیب‌پذیری‌ها

Lens

There are wide number of ways we can become more self-aware and understand ourselves better. Coaching is one of these ways, as is gathering feedback from others and observing our own behaviors, thoughts and emotions. However, simply observing, getting feedback and having coaching does not generate the self-awareness. We need to think about the data we are gathering and make sense of it for ourselves. In other words, we need to reflect on this feedback.

The Personality Type Lens

Psychometric questionnaires can be a very useful tool to help us look at ourselves. There are scores of different personality questions that we can use (see for a discussion of a wide range of psychological tools for coaching Passmore, 2012). Some of these questionnaires are Type based models of personality. These draw on the ideas of Carl Jung (Jung, 1923). The most popular examples are MBTI, TDI, Insights, DISC and 16 Personalities. These questionnaires help us think about our behavioral preferences.

Jung proposes that each person has behavioral preferences and by understanding these preferences we can better understand ourselves and also adjust our behavior toward others, reducing conflict or improving our relationships with others (Jung, 1923).

As a coach, we can use the questionnaires with our clients (given appropriate training) and also with ourselves, to deepen our understanding of our own preferences and how these might affect our approach to coaching.

In Table 3.1 we have summarized the four orientations, based on the four key questions that the model asks us to consider. This is followed by a Table 3.2 which explores the preferences in relation to coach behavior.

The theory behind the 16 Personalities, MBTI and the other Jungian questionnaires states that we all have preferred ways of relating to the world. For example, we may have a preference for using either our right hand or our left hand when we write which feel easier or more comfortable. What it does not assess is how capable we are in writing. In doing so, we tend to ignore the possibility of using the left hand. If we do try to use the left-hand we may describe the experience as ‘awkward’ or ‘unnatural’.

Like the left hand/right hand dichotomy, 16 Personalities shows us how we have two choices in relating to the world around us and we tend to choose one at the expense of the other. There are four areas where we are confronted by this choice. The first area is represented by the choice between Introversion (I) and Extraversion (E). The second area is represented by the choice between Sensing (S) and Intuition (N). The third area is represented by the choice between Thinking (T) and Feeling (F). The fourth area is represented by the choice between Judging (J) and Perceiving (P).

A different way of thinking about personality is to look at personality traits. The most common model is the Big Five, which is sometimes called the OCEAN Model. The model is based on five factors: Openness, Conscientiousness, Extraversion, Agreeableness and Neuroticism (Table 3.3).

زاویه دید (Lens)

راه‌های متعددی وجود دارد که از طریق آن‌ها می‌توانیم خودآگاه‌تر شویم و خود را بهتر بشناسیم. کوچینگ یکی از این راه‌هاست؛ همچنین جمع‌آوری بازخورد از دیگران و مشاهده رفتار، افکار و احساسات خودمان نیز از جمله روش‌ها محسوب می‌شوند. با این حال، صرف مشاهده، دریافت بازخورد و شرکت در کوچینگ به تنهایی به خودآگاهی منجر نمی‌شود. ضروری است که درباره داده‌هایی که جمع‌آوری می‌کنیم بیندیشیم و معنایشان را برای خودمان روشن کنیم. به‌عبارت دیگر، باید بر این بازخورد تأمل و اندیشه کنیم.

زاویه دید نوع شخصیتی (Personality Type Lens)

آزمون‌های روان‌سنجی می‌توانند ابزار بسیار مفیدی برای بررسی و شناخت بهتر خودمان باشند. ده‌ها آزمون شخصیتی مختلف وجود دارد که می‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم (برای بحث بیشتر به منابعی همچون Passmore, 2012 رجوع کنید). برخی از این پرسشنامه‌ها مبتنی بر مدل تایپی شخصیت‌اند. این مدل‌ها از ایده‌های کارل یونگ (Jung, 1923) الهام گرفته‌اند. شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها شامل MBTI، TDI، Insights، DISC و آزمون 16Personalities هستند. این پرسشنامه‌ها به ما کمک می‌کنند درباره ترجیحات رفتاری خود فکر کنیم.

یونگ معتقد است هر فردی دارای ترجیحات رفتاری معینی است. اگر این ترجیحات را بشناسیم، بهتر می‌توانیم خود را بفهمیم و همچنین رفتار خود را نسبت به دیگران تنظیم کنیم؛ این امر موجب کاهش تعارض یا بهبود روابط با دیگران می‌شود (Jung, 1923).

به عنوان کوچ، می‌توانیم این پرسشنامه‌ها را ــ البته با آموزش مناسب ــ هم‌ با مراجعین و هم با خودمان استفاده کنیم تا درک عمیق‌تری از ترجیحات خود و تأثیر آن‌ها بر سبک کوچینگمان به دست آوریم.

در جدول ۳.۱ ما چهار جهت گیری اصلی (four orientations) را بر اساس چهار سؤال کلیدی که این مدل مطرح می‌کند خلاصه کرده‌ایم. سپس در جدول ۳.۲، این ترجیحات را در ارتباط با رفتار کوچ بررسی کرده‌ایم.

نظریه پشت 16Personalities، MBTI و سایر پرسشنامه‌های مبتنی بر یونگ بیان می‌کند که همه‌ی ما راه‌های ترجیحی برای ارتباط با جهان داریم. برای مثال، ممکن است ترجیح دهیم با دست راست یا با دست چپ بنویسیم؛ نوشتن با یک دست برایمان راحت‌تر و طبیعی‌تر است. اما این ترجیح، سنجشی برای توانایی ما در نوشتن نیست. در واقع معمولاً گزینه استفاده از دست دیگر را در نظر نمی‌گیریم یا اگر امتحان کنیم، آن را «دشوار» یا «غیرطبیعی» توصیف می‌کنیم.

مشابه همین دوگانگی چپ/راست، آزمون 16Personalities به ما نشان می‌دهد که در رابطه با دنیای اطراف، معمولاً یکی از دو انتخاب را ترجیح می‌دهیم و دیگری را کمتر استفاده می‌کنیم. چهار زمینه کلیدی وجود دارد که در آن‌ها در برابر چنین انتخاب‌هایی قرار می‌گیریم:

۱. درونگرایی (I) در برابر برونگرایی (E)

۲. حسی بودن (S) در برابر شهودی بودن (N)

۳. تفکری بودن (T) در برابر احساسی بودن (F)

۴. قضاوت‌گر بودن (J) در برابر ادراکی بودن (P)

یک رویکرد دیگر برای بررسی شخصیت، مدل صفات شخصیتی (Personality Traits) است. رایج‌ترین مدل، «پنج عامل بزرگ» یا مدل OCEAN نام دارد. این مدل شامل پنج بُعد است: باز بودن به تجربه (Openness)، وجدانی بودن (Conscientiousness)، برونگرایی (Extraversion)، سازگاری (Agreeableness)، و روان‌رنجوری (Neuroticism) (جدول ۳.۳).

واژگان و نکات کلیدی:

  • Lens = زاویه دید / لنز (روش نگاه کردن به یک موضوع)
  • Self-awareness = خودآگاهی
  • Feedback = بازخورد
  • Psychometric questionnaires = آزمون‌های روان‌سنجي
  • Personality type = نوع شخصیت
  • Jung / Carl Jung = کارل یونگ (روانشناس مؤسس مدل تایپ شخصیتی)
  • MBTI, TDI, DISC, Insights, 16Personalities = انواع مدل‌ها/آزمون‌های شخصیت‌شناسی
  • Behavioral preferences = ترجیحات رفتاری
  • Introversion/Extraversion (I/E) = درونگرایی/برونگرایی
  • Sensing/Intuition (S/N) = حسی/شهودی
  • Thinking/Feeling (T/F) = تفکری/احساسی
  • Judging/Perceiving (J/P) = قضاوت‌گر/ادراکی
  • Personality traits = صفات شخصیتی
  • Big Five / OCEAN Model = پنج عامل بزرگ / مدل OCEAN
  • Openness = باز بودن به تجربه
  • Conscientiousness = وظیفه‌شناسی یا وجدانی بودن
  • Agreeableness = توافق‌پذیری / سازگاری
  • Neuroticism = روان‌رنجوری (ثبات هیجانی پایین)

Question 1: Where do people gain their energy?

Extraversion

People who prefer extraversion gain energy from the external world of people and events. They focus their attention on things in the external world. They are invigorated by interacting with people and events.

  • Sociable
  • Seeks excitement in external world
  • Gregarious, with a wide circle of friends
  • Speak first, think later
  • Breadth of interests
  • Find out what they think by talking
  • Expressive
  • After a hard day’s work, extraverts might typically recover their energies by going out with a group of friends.

سؤال ۱: افراد انرژی خود را از کجا به دست می‌آورند؟

برونگرایی (Extraversion)

افرادی که ترجیح برونگرایی دارند، انرژی خود را از دنیای بیرونیِ افراد و رویدادها می‌گیرند. تمرکز توجه آن‌ها بر آنچه در دنیای بیرون اتفاق می‌افتد قرار دارد. تعامل با افراد و رویدادها به آن‌ها انرژی می‌بخشد و احساس سرزندگی ایجاد می‌کند.

ویژگی‌های شاخص برونگراها:

  • اجتماعی بودن
  • جست‌وجوی هیجان در دنیای بیرون
  • خوش‌مشرب بودن و داشتن دایره وسیعی از دوستان
  • اول صحبت کردن، بعد فکر کردن
  • داشتن علایق متنوع و گسترده
  • کشف افکار خود از طریق صحبت کردن
  • بیانگر و ابرازگر بودن

بازیابی انرژی:

پس از یک روز کاری سخت، افراد برونگرا معمولاً با بیرون رفتن و معاشرت با گروهی از دوستان، انرژی از دست‌رفته‌ی خود را بازیابی می‌کنند.

واژگان مهم

  • Extraversion: برون‌گرایی
  • External world: دنیای بیرونی
  • Events: رویدادها / اتفاقات
  • Focus attention: تمرکز توجه
  • Invigorated: پرانرژی / سرحال شدن
  • Interacting: تعامل داشتن
  • Sociable: اجتماعی
  • Excitement: هیجان
  • Gregarious: بسیار معاشرتی
  • Circle of friends: دایره دوستان
  • Breadth of interests: گستردگی علایق
  • Expressive: بیانگر / ابرازگر
  • Recover their energies: انرژی خود را بازیابی کردن

Introversion 

People who prefer introversion gain energy from the inner world of thoughts and feelings. They prefer to focus attention on their internal world, often because there is so much happening there. They are invigorated by spending time alone with their thoughts and feelings.

  • Quiet
  • Deep
  • Think first, speak later
  • Private and contained
  • Prefer a few close friendships
  • Depth of interests
  • Prefer to express ideas through writing
  • After a hard day’s work, introverts might typically recover their energies by having a quiet evening in with a close friend.

درونگرایی (Introversion)

افرادی که ترجیح درونگرایی دارند، انرژی خود را از دنیای درونیِ افکار و احساسات می‌گیرند. آن‌ها ترجیح می‌دهند توجه خود را بر دنیای درونی‌شان متمرکز کنند، زیرا اغلب اتفاقات و فرایندهای ذهنی زیادی در آنجا در جریان است. گذراندن زمان به تنهایی و فکر کردن به احساسات و افکارشان به آن‌ها انرژی می‌بخشد.

ویژگی‌های شاخص درونگراها:

  • آرام و کم‌حرف
  • عمیق‌اندیش
  • ابتدا فکر می‌کنند، سپس صحبت می‌کنند
  • خصوصی و درون‌نگر
  • ترجیح می‌دهند چند دوست نزدیک داشته باشند
  • داشتن علایق عمیق
  • ترجیح می‌دهند ایده‌های خود را از طریق نوشتن بیان کنند

بازیابی انرژی:

پس از یک روز کاری سخت، افراد درونگرا معمولاً با گذراندن یک عصر آرام در خانه، مثلاً در کنار یک دوست صمیمی، انرژی خود را بازیابی می‌کنند.

واژگان مهم (Key Vocabulary)

  • Introversion = درون‌گرایی
  • Inner world = دنیای درونی
  • Thoughts and feelings = افکار و احساسات
  • Focus attention = متمرکز کردن توجه
  • Invigorated = پرانرژی شدن / نیرو گرفتن
  • Quiet = آرام / کم‌حرف
  • Deep = عمیق / ژرف‌نگر
  • Think first, speak later = اول فکر کردن و سپس صحبت کردن
  • Private = خصوصی
  • Contained = در خود نگه‌داشته / درون‌نگر
  • Close friendships = دوستی‌های نزدیک
  • Depth of interests = عمق علایق
  • Express ideas through writing = بیان ایده‌ها از طریق نوشتن
  • Recover energy = بازیابی انرژی
  • A quiet evening in = یک عصر آرام در خانه
  • Prefer = ترجیح دادن

Question 2: What type of data do people pay attention to?

Sensing 

People who prefer sensing take in information through their five senses, trusting what they see, hear and touch. They prefer information that is tangible, concrete and present focused. They are observers of the real world around them and are preferred for detail and practical problem solving.

  • Practical
  • Present focused
  • Detail conscious
  • Focused on what is real and tangible
  • Trust experience
  • Like facts
  • Need to have the facts presented one by one

سؤال ۲: افراد به چه نوع داده‌هایی توجه می‌کنند؟

حسی (Sensing)

افرادی که ترجیح حسی (Sensing) دارند، اطلاعات را از طریق پنج حس خود دریافت می‌کنند و به آنچه می‌بینند، می‌شنوند و لمس می‌کنند اعتماد دارند. آن‌ها اطلاعاتی را ترجیح می‌دهند که ملموس، عینی و مرتبط با زمان حال باشد. این افراد معمولاً مشاهده‌گران دقیق دنیای واقعی اطراف خود هستند و در توجه به جزئیات و حل مسائل عملی عملکرد خوبی دارند.

ویژگی‌های شاخص:

  • عملی و کاربردی
  • تمرکز بر زمان حال
  • توجه زیاد به جزئیات
  • تمرکز بر چیزهای واقعی و ملموس
  • اعتماد به تجربه
  • علاقه‌مند به حقایق و واقعیت‌ها
  • ترجیح می‌دهند اطلاعات و حقایق به صورت مرحله‌به‌مرحله ارائه شود

واژگان مهم

  • Sensing = حسی
  • Five senses = پنج حس
  • Tangible = ملموس / قابل لمس
  • Concrete = عینی / مشخص
  • Present focused = متمرکز بر زمان حال
  • Observer = مشاهده‌گر
  • Real world = دنیای واقعی
  • Detail conscious = توجه‌کننده به جزئیات
  • Practical problem solving = حل مسئله عملی
  • Trust experience = اعتماد به تجربه
  • Facts = حقایق / واقعیت‌ها

Intuition 

People who prefer intuition take in information by seeing the big picture, focusing on the relationships and the way things fit together. They focus on what might be, rather than the reality of facts—the trends, the implications, the patterns. Intuitive thinkers are great at seeing possibilities and different ways of doing things.

  • Abstract and theoretical
  • Imaginative
  • Future oriented
  • Insightful
  • Make intuitive insights
  • Strategic
  • Like ideas
  • Need to have the big picture in order to see the relevance of facts

شهود (Intuition)

افرادی که ترجیح شهود (Intuition) دارند، اطلاعات را با دیدن تصویر کلی دریافت می‌کنند و بر روابط میان چیزها و نحوه ارتباط آن‌ها با یکدیگر تمرکز دارند. آن‌ها بیشتر به آنچه ممکن است در آینده رخ دهد توجه می‌کنند تا صرفاً واقعیت‌های موجود. همچنین به روندها، پیامدها و الگوها توجه دارند. افراد شهودی معمولاً در دیدن فرصت‌ها و راه‌های متفاوت برای انجام کارها توانایی بالایی دارند.

ویژگی‌های شاخص

  • انتزاعی و نظری
  • خیال‌پرداز و خلاق
  • آینده‌نگر
  • دارای بینش
  • رسیدن به بینش‌های شهودی
  • استراتژیک
  • علاقه‌مند به ایده‌ها
  • برای درک اهمیت واقعیت‌ها ابتدا نیاز دارند تصویر کلی را ببینند

واژگان مهم

  • Intuition = شهود
  • Big picture = تصویر کلی
  • Relationships = روابط / ارتباطات
  • Patterns = الگوها
  • Trends = روندها
  • Implications = پیامدها / دلالت‌ها
  • Possibilities = امکانات / احتمالات
  • Abstract = انتزاعی
  • Theoretical = نظری
  • Imaginative = خلاق / خیال‌پرداز
  • Future oriented = آینده‌نگر
  • Insightful = دارای بینش
  • Strategic = راهبردی

Question 3: How do people make decisions?

Thinking 

People who prefer to use thinking in decision making tend to look at logic, facts and objective analysis. They want to find out the objective truth of a situation. As a result, they will look for the best possible outcome according to the ideals of fairness and justice.

  • Logical
  • Analytical
  • Objective
  • Functional
  • Impersonal
  • Solve problems
  • Fair
  • Principle based
  • Task centered

سؤال ۳: افراد چگونه تصمیم‌گیری می‌کنند؟

تفکری (Thinking)

افرادی که در تصمیم‌گیری ترجیح تفکری (Thinking) دارند، معمولاً به منطق، حقایق و تحلیل عینی توجه می‌کنند. آن‌ها تلاش می‌کنند حقیقت عینی یک موقعیت را پیدا کنند. به همین دلیل در تصمیم‌گیری به دنبال بهترین نتیجه ممکن بر اساس اصول عدالت و انصاف هستند.

ویژگی‌های شاخص

  • منطقی
  • تحلیلی
  • عینی و بی‌طرف
  • کارکردی و عمل‌گرا
  • غیرشخصی در تصمیم‌گیری
  • حل‌کننده مسئله
  • منصف
  • مبتنی بر اصول
  • متمرکز بر وظیفه و کار

واژگان مهم

  • Thinking = تفکری
  • Decision making = تصمیم‌گیری
  • Logic = منطق
  • Facts = حقایق
  • Objective analysis = تحلیل عینی
  • Objective truth = حقیقت عینی
  • Outcome = نتیجه
  • Fairness = انصاف
  • Justice = عدالت
  • Analytical = تحلیلی
  • Impersonal = غیرشخصی
  • Principle-based = مبتنی بر اصول
  • Task-centered = متمرکز بر وظیفه

Feeling 

People who prefer to use feeling when making decisions rely on their subjective feelings to guide their judgment. They are attuned to the values of others and take into account the feelings of others in their decision making. They value compassion, cooperation of others and interpersonal harmony.

  • Compassionate
  • Sympathetic
  • Humanistic
  • Appreciate the needs of others
  • Respectful of others’ feelings
  • Focused on personal values
  • Subjective
  • People centered

احساسی (Feeling)

افرادی که در تصمیم‌گیری ترجیح احساسی (Feeling) دارند، برای هدایت قضاوت خود به احساسات درونی و ذهنی تکیه می‌کنند. آن‌ها نسبت به ارزش‌ها و احساسات دیگران حساس و آگاه هستند و در تصمیم‌گیری، احساسات و نیازهای دیگران را در نظر می‌گیرند. برای این افراد، دلسوزی، همکاری و هماهنگی در روابط بین‌فردی اهمیت زیادی دارد.

ویژگی‌های شاخص

  • دلسوز و مهربان
  • همدل
  • انسان‌گرا
  • قدردان و توجه‌کننده به نیازهای دیگران
  • احترام‌گذار به احساسات دیگران
  • متمرکز بر ارزش‌های شخصی
  • ذهنی (بر پایه احساسات شخصی)
  • مردم‌محور

واژگان مهم

  • Feeling = احساسی
  • Subjective feelings = احساسات ذهنی / درونی
  • Judgment = قضاوت
  • Values = ارزش‌ها
  • Compassion = دلسوزی
  • Cooperation = همکاری
  • Interpersonal harmony = هماهنگی بین‌فردی
  • Compassionate = دلسوز
  • Sympathetic = همدل
  • Humanistic = انسان‌گرا
  • Subjective = ذهنی
  • People-centered = مردم‌محور

Question 4: How do people orient their lives?

Judging 

People who prefer to use their judging process in the external world like to live in a planned, orderly way. They like to make decisions, reach closure and then put a structured plan into place in order to implement them. Plans, schedules and getting things done are important to them.

  • Scheduled
  • Organized
  • Methodical
  • Decisive
  • Good at implementing decisions
  • Get things done
  • Plan in advance
  • Dislike last minute changes

سؤال ۴: افراد چگونه زندگی خود را سامان می‌دهند؟

قضاوتی (Judging)

افرادی که ترجیح قضاوتی (Judging) دارند، دوست دارند زندگی را به شکل برنامه‌ریزی‌شده و منظم پیش ببرند. آن‌ها تمایل دارند تصمیم بگیرند، به نتیجه برسند و سپس برای اجرای تصمیم‌ها، طرح‌های ساختارمند تنظیم کنند. برای این افراد، برنامه‌ها، زمان‌بندی‌ها و انجام کارها در موعد مقرر بسیار مهم است.

آن‌ها معمولاً از تغییرات ناگهانی خوششان نمی‌آید و ترجیح می‌دهند امور از قبل طراحی و پیش‌بینی شوند.

ویژگی‌های شاخص

    دارای برنامه و زمان‌بندی مشخص

    منظم و ساختارمند

    روشمند

    قاطع در تصمیم‌گیری

    توانمند در اجرای تصمیمات

    اهل عمل و نتیجه‌گیر

    برنامه‌ریز از پیش

    ناپسنددان تغییرات ناگهانی و غیرمنتظره

واژگان مهم

    Judging = قضاوتی

    Planned = برنامه‌ریزی‌شده

    Orderly = منظم

    Structured plan = طرح ساختارمند

    Schedule = زمان‌بندی / برنامه

    Closure = پایان / جمع‌بندی تصمیم

    Organized = منظم

    Methodical = روشمند

    Decisive = قاطع

    Implement decisions = اجرای تصمیمات

    Get things done = انجام دادن کارها / اهل عمل

    Plan in advance = برنامه‌ریزی از پیش

    Dislike last-minute changes = ناپسند داشتن تغییرات لحظه آخری

Perception 

People who prefer to use their perceptive process in the external world like to live in a spontaneous, flexible way. They prefer to understand and experience life rather than control it. They prefer to delay decisions until the last minute, staying open to possibilities and options.

  • Spontaneous
  • Flexible
  • Leave things to the last minute
  • Respond to change
  • Casual
  • Prefer to delay decision making
  • Respond to the moment
  • Avoid rigid plans

Adapted from Rogers (2017)

While little research has explored personality preferences and coaching styles (see Jones et al., 2014), we might conclude from other areas of research that Conscientiousness will help in learning and application. High Conscientiousness scores are associated with work success. Maybe this is not surprising. As Jack Nickolas the famous golf player is once reputed to have said “the harder I practice, the luckier I get”.

A second factor which may influence coaching outcomes is agreeableness. Individuals more able to build trusting relationships who are empathetic and selfless are likely to be better able to build relationships with clients, and we might suggest this may make them better coaches than those who are selfish or self-serving.

Finally, we might assume that coaches with high neuroticism scores may be less effective coaches. Being highly emotional, insecure and vulnerable, are likely to be negatively correlated with successful coaching outcomes. However, from training hundreds and hundreds of coaches over the years, I know a good many coaches who are Neurotic, and have developed skills to manage their Neuroticism when they are with clients.

ادراکی (Perceiving)

افرادی که ترجیح می‌دهند از فرایند ادراکی خود در دنیای بیرونی استفاده کنند، دوست دارند زندگی را به شیوه‌ای خودجوش و انعطاف‌پذیر پیش ببرند. آن‌ها ترجیح می‌دهند زندگی را درک و تجربه کنند تا این‌که آن را کنترل کنند. همچنین دوست دارند تصمیم‌ها را تا آخرین لحظه به تعویق بیندازند تا نسبت به امکان‌ها و گزینه‌های مختلف باز بمانند.

ویژگی‌های آن‌ها:

  • خودجوش و خودانگیخته
  • انعطاف‌پذیر
  • کارها را تا لحظه آخر به تعویق می‌اندازند
  • به تغییرات واکنش نشان می‌دهند
  • غیررسمی و راحت
  • ترجیح می‌دهند تصمیم‌گیری را به تأخیر بیندازند
  • مطابق با لحظه و شرایط عمل می‌کنند
  • از برنامه‌های خشک و سخت‌گیرانه اجتناب می‌کنند

(اقتباس از Rogers، 2017)

در حالی که تحقیقات کمی درباره ترجیحات شخصیتی و سبک‌های کوچینگ انجام شده است (نگاه کنید به Jones و همکاران، 2014)، می‌توانیم از سایر حوزه‌های پژوهشی نتیجه بگیریم که وظیفه‌شناسی (Conscientiousness) در یادگیری و به‌کارگیری مهارت‌ها کمک‌کننده است. نمرات بالای وظیفه‌شناسی معمولاً با موفقیت شغلی مرتبط هستند. شاید این موضوع چندان تعجب‌آور نباشد. همان‌طور که جک نیکلاوس، گلف‌باز مشهور، گفته است:

«هرچه بیشتر تمرین می‌کنم، خوش‌شانس‌تر می‌شوم.»

عامل دومی که ممکن است بر نتایج کوچینگ تأثیر بگذارد توافق‌پذیری (Agreeableness) است. افرادی که توانایی بیشتری در ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد دارند و همدل و ازخودگذشته هستند، احتمالاً بهتر می‌توانند با مراجعان رابطه برقرار کنند. بنابراین می‌توان گفت این افراد ممکن است کوچ‌های بهتری نسبت به کسانی باشند که خودمحور یا منفعت‌طلب هستند.

در نهایت، ممکن است فرض کنیم کوچ‌هایی که نمره بالایی در روان‌رنجورخویی (Neuroticism) دارند، کوچ‌های کم‌اثرتری باشند. افرادی که بسیار هیجانی، ناامن و آسیب‌پذیر هستند، احتمالاً با نتایج موفقیت‌آمیز کوچینگ همبستگی منفی دارند. با این حال، با توجه به تجربهٔ سال‌ها آموزش صدها کوچ، من می‌دانم که بسیاری از کوچ‌ها سطحی از روان‌رنجورخویی دارند اما مهارت‌هایی را برای مدیریت آن هنگام کار با مراجعان توسعه داده‌اند.

  • Perception /pərˈsepʃən/ : ادراک
  • Perceptive /pərˈseptɪv/ : ادراکی، تیزبین
  • Spontaneous /spɑnˈteɪniəs/ : خودجوش
  • Flexible /ˈfleksəbəl/ : انعطاف‌پذیر
  • Possibility /ˌpɑsəˈbɪləti/ : امکان
  • Option /ˈɑpʃən/ : گزینه
  • Respond /rɪˈspɑnd/ : واکنش نشان دادن
  • Casual /ˈkæʒuəl/ : غیررسمی، راحت
  • Rigid /ˈrɪdʒɪd/ : سخت، انعطاف‌ناپذیر

واژگان مربوط به شخصیت

  • Conscientiousness /ˌkɑnʃiˈenʃəsnəs/ : وظیفه‌شناسی
  • Agreeableness /əˈɡriːəbəlnəs/ : سازگاری / توافق‌پذیری
  • Neuroticism /ˌnʊrəˈtɪsɪzəm/ : روان‌رنجورخویی
  • Empathetic /ˌempəˈθetɪk/ : همدل
  • Selfless /ˈselfləs/ : ازخودگذشته
  • Self‑serving /ˌself ˈsɜrvɪŋ/ : منفعت‌طلب
  • Outcome /ˈaʊtkʌm/ : نتیجه
  • Correlated /ˈkɔrəˌleɪtɪd/ : همبسته

The Third Lens

A third personality lens to look at ourselves through is specialist questionnaires. These might include emotional intelligence questionnaires like EQi and MSCEIT, resilience questionnaires like MTQ48, leadership questionnaires like TLQ and ILM72 and strengths questionnaires like VIA. (We will explore VIA in Chap. 4: Who are my clients?)

لنز سوم (The Third Lens)

سومین لنز شخصیتی که می‌توانیم از طریق آن به خودمان نگاه کنیم، پرسشنامه‌های تخصصی هستند.

این پرسشنامه‌ها می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • پرسشنامه‌های هوش هیجانی مانند EQ-i و MSCEIT
  • پرسشنامه‌های تاب‌آوری مانند MTQ48
  • پرسشنامه‌های رهبری مانند TLQ و ILM72
  • پرسشنامه‌های نقاط قوت شخصیت مانند VIA

(در فصل ۴ درباره پرسشنامه VIA بیشتر صحبت خواهیم کرد: مراجعان من چه کسانی هستند؟)

واژگان مهم با تلفظ آمریکایی

  • Specialist /ˈspeʃəlɪst/ : متخصص
  • Questionnaire /ˌkwes.tʃəˈner/ : پرسشنامه
  • Emotional intelligence /ɪˈmoʊʃənəl ɪnˈtelɪdʒəns/ : هوش هیجانی
  • Resilience /rɪˈzɪliəns/ : تاب‌آوری
  • Leadership /ˈliːdɚʃɪp/ : رهبری
  • Strengths /streŋkθs/ : نقاط قوت
  • Clients /ˈklaɪənts/

Table 3.2 Coaching preferences

Extraversion (E)

  • Helping clients explore a wide range of issues.
  • Establishing the coaching partnership.
  • Thinking on feet.
  • Using silence.
  • Helping clients explore issues in depth.
  • Reaching the “Way Forward” stage.

Introversion (I)

  • Helping clients explore issues in depth.
  • Reflecting on strategies.
  • Using silence.
  • Helping clients move to action.
  • Being concise.
  • Establishing the coaching partnership.

Sensing (S)

  • Observing details.
  • Using the “Reality” stage.
  • Helping clients decide on practical steps in “Way Forward”.
  • Taking the big picture into account.
  • Generating ideas at Options stage.
  • Using intuition.

Intuition (N)

  • Seeing the big picture.
  • Using intuition.
  • Generating ideas at Options stage.
  • Being specific.
  • Testing out intuition.
  • Helping clients decide on practical steps in “Way Forward”.

Thinking (T)

  • Being objective.
  • Challenging.
  • Picking up clients’ feelings.
  • Being empathetic.
  • Challenging in a supportive way at the right time.

Feeling (F)

  • Being warm.
  • Being empathic.
  • Taking thoughts into account as well as feelings.
  • Challenging the clients.
  • Being objective.

Judging (J)

  • Being organized.
  • Being decisive.
  • Helping clients make decisions in a timely way.
  • Being flexible.

Perceiving (P)

  • Being spontaneous.
  • Being flexible.
  • Helping clients make decisions.
  • Being organized.
  • Being decisive.

Adapted from Passmore, Rawle-Cope, Gibbs, and Holloway (2006)

ترجمه جدول 3.2 — ترجیحات کوچینگ (Coaching Preferences)

برون‌گرایی (Extraversion – E)

  • کمک به مراجعان برای بررسی دامنه گسترده‌ای از موضوعات
  • ایجاد رابطه و مشارکت کوچینگ
  • سریع فکر کردن و واکنش نشان دادن در لحظه
  • استفاده از سکوت
  • کمک به مراجعان برای بررسی عمیق مسائل
  • رسیدن به مرحله «گام بعدی / مسیر پیش‌رو» (Way Forward)

درون‌گرایی (Introversion – I)

  • کمک به مراجعان برای بررسی عمیق مسائل
  • تأمل و تفکر درباره راهبردها
  • استفاده از سکوت
  • کمک به مراجعان برای حرکت به سمت اقدام
  • مختصر و دقیق بودن
  • ایجاد رابطه و مشارکت کوچینگ

حسی (Sensing – S)

  • توجه به جزئیات
  • استفاده از مرحله واقعیت (Reality)
  • کمک به مراجعان برای تصمیم‌گیری درباره گام‌های عملی در مرحله Way Forward
  • در نظر گرفتن تصویر کلی
  • ایده‌پردازی در مرحله Options
  • استفاده از شهود

شهودی (Intuition – N) /ˌɪntuˈɪʃən/

  • دیدن تصویر بزرگ / کلی
  • استفاده از شهود
  • ایده‌پردازی در مرحله Options
  • دقیق و مشخص بودن
  • آزمودن و بررسی شهود
  • کمک به مراجعان برای تصمیم‌گیری درباره گام‌های عملی در مرحله Way Forward

منطقی (Thinking – T)

  • عینی و منطقی بودن
  • به چالش کشیدن مراجع
  • توجه به احساسات مراجع
  • همدل بودن
  • به چالش کشیدن مراجع به شیوه‌ای حمایتی و در زمان مناسب

احساسی (Feeling – F)

  • گرم و صمیمی بودن
  • همدل بودن
  • در نظر گرفتن افکار و احساسات هر دو
  • به چالش کشیدن مراجع
  • عینی بودن

قضاوت‌گر (Judging – J)

  • منظم بودن
  • قاطع بودن
  • کمک به مراجعان برای تصمیم‌گیری به‌موقع
  • انعطاف‌پذیر بودن

ادراکی (Perceiving – P)

  • خودجوش بودن
  • انعطاف‌پذیر بودن
  • کمک به مراجعان برای تصمیم‌گیری
  • منظم بودن
  • قاطع بودن

(اقتباس از Passmore, Rawle‑Cope, Gibbs & Holloway، 2006)

واژگان مهم + تلفظ آمریکایی

  • Preference /ˈprefərəns/ : ترجیح
  • Partnership /ˈpɑːrtnɚʃɪp/ : مشارکت، رابطه همکاری
  • Explore /ɪkˈsplɔːr/ : بررسی کردن
  • In depth /ɪn depθ/ : به‌صورت عمیق
  • Strategy /ˈstrætədʒi/ : راهبرد
  • Reality /riˈæləti/ : واقعیت
  • Options /ˈɑːpʃənz/ : گزینه‌ها
  • Way Forward /weɪ ˈfɔːrwɚd/ : مسیر پیش‌رو، گام بعدی
  • Objective /əbˈdʒektɪv/ : عینی، بی‌طرف
  • Empathetic /ˌempəˈθetɪk/ : همدل
  • Concise /kənˈsaɪs/ : مختصر و دقیق
  • Decisive /dɪˈsaɪsɪv/ : قاطع

Table 3.3 The five-factor model of personality

| Big five factor | Description |

Conscientiousness

Careful, reliable, hardworking, well organized, punctual, disciplined, ambitious.

Extraversion

Sociable, fun loving, affectionate, friendly, talkative, warm.

Agreeableness

Courteous, selfless, sympathetic, trusting, generous, acquiescent, lenient, forgiving, flexible.

Openness to experience

Original, imaginative, creative, broad interests, curious, daring, liberal, independent, prefer variety.

Neuroticism (emotional stability)

Worrying, emotional, high-strung, temperamental, insecure, self-pitying, vulnerable. (Emotional stability: Calm, at ease, relaxed, even tempered, secure, hardy)

Adapted from McCrae and Costa (1987)

 جدول 3.3 — مدل پنج عاملی شخصیت (The Five‑Factor Model of Personality)

وظیفه‌شناسی (Conscientiousness) /

افرادی که دارای این ویژگی هستند معمولاً:

  • دقیق
  • قابل اعتماد
  • سخت‌کوش
  • منظم
  • وقت‌شناس
  • منضبط
  • بلندپرواز

برون‌گرایی (Extraversion) /

ویژگی‌های رایج:

  • اجتماعی
  • دوستدار سرگرمی fun loving
  • صمیمی
  • دوستانه
  • پرحرف
  • گرم و صمیمی در تعامل با دیگران

توافق‌پذیری (Agreeableness)

ویژگی‌های این افراد:

  • مودب
  • ازخودگذشته
  • همدل
  • اعتمادکننده
  • سخاوتمند
  • سازگار و همراه
  • آسان‌گیر
  • بخشنده
  • انعطاف‌پذیر

گشودگی نسبت به تجربه (Openness to Experience)

ویژگی‌ها:

  • اصیل و نوآور
  • خیال‌پرداز
  • خلاق
  • دارای علایق گسترده
  • کنجکاو
  • جسور
  • آزاداندیش
  • مستقل
  • علاقه‌مند به تنوع

روان‌رنجورخویی (Neuroticism)

ویژگی‌ها:

  • زیاد نگران
  • هیجانی
  • زود مضطرب یا تنش‌پذیر
  • دمدمی‌مزاج
  • ناامن
  • خودترحم
  • آسیب‌پذیر

ثبات هیجانی (Emotional Stability)

(قطب مقابل روان‌رنجورخویی):

  • آرام
  • آسوده
  • ریلکس
  • متعادل از نظر خلق‌وخو
  • احساس امنیت
  • مقاوم و تاب‌آور

واژگان مهم

  • Personality /ˌpɝːsəˈnælɪti/ : شخصیت
  • Factor /ˈfæktɚ/ : عامل
  • Reliable /rɪˈlaɪəbəl/ : قابل اعتماد
  • Disciplined /ˈdɪsəplɪnd/ : منضبط
  • Affectionate /əˈfekʃənət/ : مهربان، صمیمی
  • Sympathetic /ˌsɪmpəˈθetɪk/ : همدل
  • Generous /ˈdʒenərəs/ : سخاوتمند
  • Curious /ˈkjʊriəs/ : کنجکاو
  • Vulnerable /ˈvʌlnərəbəl/ : آسیب‌پذیر
  • Temperamental /ˌtempərəˈmentl/ : دمدمی‌مزاج

(اقتباس از McCrae و Costa، 1987)

Each of these questionnaires provides a different perspective on who we are, offering us the opportunity to think about ourselves, and how our preferences or style of engaging can help or hinder our approach as a leader or as a coach.

As part of your development we would encourage you to complete 2 or 3 different questionnaires and spend some time journaling and reflecting on how these may impact on you, your approach to coaching, and how you build and maintain relationships with your clients.

هر یک از این پرسشنامه‌ها دیدگاه متفاوتی درباره اینکه ما چه کسی هستیم ارائه می‌دهند و این فرصت را فراهم می‌کنند که درباره خودمان فکر کنیم؛ همچنین بررسی کنیم که ترجیحات یا سبک تعامل ما چگونه می‌تواند در نقش ما به عنوان رهبر یا کوچ کمک‌کننده باشد یا مانع ایجاد کند.

به عنوان بخشی از فرایند رشد و توسعه شما، پیشنهاد می‌شود ۲ یا ۳ پرسشنامه مختلف را تکمیل کنید و زمانی را صرف نوشتن در ژورنال و تأمل کنید تا ببینید نتایج آن‌ها چگونه می‌توانند بر موارد زیر تأثیر بگذارند:

  • خود شما
  • رویکرد شما به کوچینگ
  • نحوه ایجاد و حفظ رابطه با مراجعان (کلاینت‌ها)

واژگان مهم

  • Perspective /pərˈspektɪv/ : دیدگاه، زاویه نگاه
  • Opportunity /ˌɑːpərˈtuːnəti/ : فرصت
  • Engage /ɪnˈɡeɪdʒ/ : تعامل داشتن، درگیر شدن
  • Hinder /ˈhɪndər/ : مانع شدن
  • Approach /əˈproʊtʃ/ : رویکرد
  • Development /dɪˈveləpmənt/ : رشد، توسعه
  • Journaling /ˈdʒɝːnəlɪŋ/ : یادداشت‌نویسی تأملی
  • Reflecting /rɪˈflektɪŋ/ : تأمل کردن
  • Maintain relationships /meɪnˈteɪn rɪˈleɪʃənʃɪps/ : حفظ روابط

Journaling

Having explored a variety of different lens, it is important to reflect on this feedback and to develop a coaching mindset (we will discuss this mindset in more depth in Chap. 7). The coaching mindset aims to encourage us to be open, curious, flexible and client centered.

Box 3.1 Coaching Mindset

  1. Acknowledges that clients are responsible for their own choices
  2. Engages in ongoing learning and development as a coach
  3. Develops an ongoing reflective practice to enhance one’s coaching
  4. Remains aware of and open to the influence of context and culture on self and others
  5. Uses awareness of self and one’s intuition to benefit clients
  6. Develops and maintains the ability to regulate one’s emotions
  7. Mentally and emotionally prepares for sessions
  8. Seeks help from outside sources when necessary

One way of exploring and noting our development is a personal journal. As part of your daily or weekly practice as a new (or as an experienced coach) is to start writing a journal. The purpose is to provide a record of your developmental journey.

You might start by writing about the start of your journey. We have suggested some useful questions to consider as your start this journey in Box 3.2. These are not exhaustive list, but may provoke a healthy discussion to start your exploration.

Some people like to use a long hand style, writing whole sentences about their experiences in a highly structured and considered way. Others prefer to write using a stream of consciousness—dictation software is often great for this style of writing. Finally, others prefer a more fluid approach, using a mind map, drawings, and a less structured style. The style is less important, what is important is that this provides a mechanism for you to capture your thinking and a record to reflect back on each month or each year, that highlights your journey and what you considered to be important at that time.

We appreciate that some people find this process hard. We would urge you to keep in mind this is your secret journal. It’s not for anyone else to read, review or assess. There are no right or wrong answers, and no right or wrong way to write the journal. It’s your choice.

ژورنال‌نویسی (Journaling)

بعد از بررسی انواع مختلف «زاویه دید» یا لنزهای شناخت خود، مهم است که روی این بازخوردها تأمل کنیم و یک ذهنیت کوچینگ (Coaching Mindset) را در خود پرورش دهیم. (در فصل ۷ به شکل عمیق‌تری به این ذهنیت پرداخته خواهد شد.)

ذهنیت کوچینگ ما را تشویق می‌کند که گشوده، کنجکاو، انعطاف‌پذیر و مراجع‌محور باشیم.

Box 3.1 – Coaching Mindset

یک ذهنیت کوچینگ سالم و حرفه‌ای شامل این عناصر است:

  1. پذیرش اینکه مراجع مسئول انتخاب‌های خودش است.
  2. درگیر ماندن در یادگیری و رشد مداوم به‌عنوان کوچ.
  3. داشتن یک تمرین تأملی مستمر برای بهبود اثرگذاری کوچینگ.
  4. آگاهی و گشودگی نسبت به تأثیر زمینه و فرهنگ بر خود و دیگران.
  5. استفاده از آگاهی نسبت به خود و شهود شخصی به نفع مراجع.
  6. توانایی تنظیم (Regulate) هیجانات خود.
  7. آمادگی ذهنی و هیجانی برای جلسات کوچینگ.
  8. جستجوی کمک از منابع بیرونی (سوپرویژن، همکاران، آموزش، درمان…) در مواقع لازم.

قبلی 4) فصل چهارم
بعدی 4) فصل سوم - پارت دوم

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
پشتیبانی

دکترتم مجموعه تخصصی آموزش حقوق، داوری، قرارداد های داخلی و بین المللی و با مدیریت کوچ و منتور حقوقی وکلا و کارآموزان سید صادق قریشی

دسته‌ها
  • آموزش تخصصی کوچینگ
  • پادکست صوتی
  • پادیادگیری
  • تبلیغات
  • تحلیل و نگارش قرارداد های بین المللی
  • درباره داوری
  • درباره کوچینگ
  • دوره آموزش بند به بند داوری
  • دوره تحلیل متون حقوقی
  • طرز فکر
  • عمق داوری
  • مستر کلاس حقوق پیمان
  • ویدئو

دکترتم مجموعه تخصصی آموزش حقوق، داوری، قرارداد های داخلی و بین المللی و با مدیریت کوچ و منتور حقوقی وکلا و کارآموزان سید صادق قریشی
دسترسی سریع
  • دوره ها
  • اخبار
  • تماس با ما
خبرنامه

چیزی را از دست ندهید، ثبت نام کنید و در مورد شرکت ما مطلع باشید.

© 2024. قالب استادیار (سیمین دانشور). طراحی شده توسط سان کد
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید
سبد خرید شما
  • فارسی