جستجو برای:
سبد خرید 0
  • دکترتم
    • کوچینگ وکلا و کارآموزانجدید
    • داوری
    • کوچینگ شرکت ها و فعالان اقتصادی
    • قرارداد
  • دسته بندی
    • لگال کوچ

      2 دوره

      عمومی

      1 دوره

      داوری

      1 دوره

      کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی

      1 دوره

      قرارداد

      1 دوره
      • قرارداد
      • کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی
      • داوری
      • عمومی
      • لگال کوچ
  • تماس با ما
    • تهران - مرزداران
      09124490190
      s.qoraishi1159@gmail.com
      اینستاگرام
      کانال تلگرام
دکترتم
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

داده های شخصی شما برای پشتیبانی از تجربه شما در این وب سایت، برای مدیریت دسترسی به حساب کاربری شما و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی ما شرح داده می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

دکترتم
  • دکترتم
    • کوچینگ وکلا و کارآموزانجدید
    • داوری
    • کوچینگ شرکت ها و فعالان اقتصادی
    • قرارداد
  • دسته بندی
    • لگال کوچ

      2 دوره

      عمومی

      1 دوره

      داوری

      1 دوره

      کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی

      1 دوره

      قرارداد

      1 دوره
      • قرارداد
      • کوچینگ حقوقی شرکت ها و فعالان اقتصادی
      • داوری
      • عمومی
      • لگال کوچ
  • تماس با ما
    • تهران - مرزداران
      09124490190
      s.qoraishi1159@gmail.com
      اینستاگرام
      کانال تلگرام
شروع کنید
0

وبلاگ

دکترتم > اخبار > آموزش تخصصی کوچینگ > 4) فصل سوم – پارت دوم

4) فصل سوم – پارت دوم

18 فروردین 1405
ارسال شده توسط sadeq_qoraishi
آموزش تخصصی کوچینگ

ژورنال به‌عنوان ابزاری برای رشد

یکی از بهترین راه‌ها برای کاوش، ثبت و دنبال‌کردن مسیر رشد، داشتن یک ژورنال شخصی است.

به‌عنوان کوچ—چه تازه‌کار باشید چه باتجربه—پیشنهاد می‌شود ژورنال‌نویسی را بخشی از روتین روزانه یا هفتگی خود قرار دهید.

هدف اصلی ژورنال‌نویسی این است که مسیر رشد شما را مستند کند.

می‌توانید ابتدا درباره شروع مسیر کوچینگ خود بنویسید. در Box 3.2 تعدادی سؤال کمکی ارائه شده است که می‌توانند نقطه شروع خوبی باشند. این فهرست کامل نیست اما به شکل مؤثری ذهن را فعال می‌کند.

شیوه‌های مختلف ژورنال‌نویسی

هر فرد سبک خاص خود را دارد:

  • برخی عاشق نوشتن طولانی، با جملات کامل و ساختارمند هستند.
  • برخی دیگر سبک جریان سیال ذهن دارند؛ حتی استفاده از نرم‌افزارهای تبدیل صدا به متن برای این سبک عالی است.
  • گروهی دیگر ترجیح می‌دهند ژورنال را به شکل نقشه ذهنی، طراحی، تصویرسازی یا نوشته‌های آزاد نگه دارند.

سبک مهم نیست؛ سازوکارِ ثبت تفکر مهم است.

آنچه اهمیت دارد داشتن روشی است که به شما اجازه می‌دهد:

  • افکارتان را ثبت کنید
  • در پایان هر ماه یا هر سال به گذشته نگاه کنید
  • مسیر رشدی خود را ببینید
  • متوجه شوید چه چیزها در آن زمان برایتان مهم بوده‌اند

برخی افراد این فرایند را دشوار می‌دانند؛ این کاملاً طبیعی است. به یاد داشته باشید:

  • این ژورنال کاملاً شخصی و محرمانه است.
  • قرار نیست کسی آن را بخواند، ارزیابی کند یا درباره‌اش نظر بدهد.
  • هیچ پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد.
  • هیچ سبک برتر یا استانداردی وجود ندارد.

این ژورنالِ شماست—و انتخاب سبک و محتوای آن کاملاً با شماست.

واژگان مهم متن

  • Journaling /ˈdʒɝːrnəlɪŋ/ : ژورنال‌نویسی، یادداشت روزانه
  • Reflect /rɪˈflekt/ : تأمل کردن، بازاندیشی کردن
  • Feedback /ˈfiːdbæk/ : بازخورد
  • Mindset /ˈmaɪndset/ : طرز فکر، ذهنیت
  • Encourage /ɪnˈkɝːɪdʒ/ : تشویق کردن
  • Curious /ˈkjʊriəs/ : کنجکاو
  • Flexible /ˈfleksəbəl/ : انعطاف‌پذیر
  • Client‑centered /ˈklaɪənt ˈsentərd/ : مراجع‌محور
  • Acknowledge /əkˈnɑːlɪdʒ/ : پذیرفتن، به رسمیت شناختن
  • Ongoing /ˈɑːnˌɡoʊɪŋ/ : مداوم، پیوسته
  • Development /dɪˈveləpmənt/ : رشد، توسعه
  • Reflective practice /rɪˈflektɪv ˈpræktɪs/ : تمرین تأملی
  • Enhance /ɪnˈhæns/ : بهبود دادن، تقویت کردن
  • Context /ˈkɑːntekst/ : بافت، شرایط
  • Culture /ˈkʌltʃər/ : فرهنگ
  • Awareness /əˈwer.nəs/ : آگاهی
  • Intuition /ˌɪntuˈɪʃən/ : شهود
  • Regulate /ˈreɡjəleɪt/ : تنظیم کردن، کنترل کردن
  • Emotion /ɪˈmoʊʃən/ : احساس، هیجان
  • Prepare /prɪˈper/ : آماده کردن
  • Session /ˈseʃən/ : جلسه
  • Sources /ˈsɔːrsɪz/ : منابع
  • Developmental journey /dɪˌveləpˈmentl ˈdʒɝːni/ : مسیر رشد و توسعه
  • Exhaustive /ɪɡˈzɔːstɪv/ : کامل و جامع
  • Provoke /prəˈvoʊk/ : برانگیختن
  • Exploration /ˌekspləˈreɪʃən/ : کاوش، بررسی
  • Stream of consciousness /striːm əv ˈkɑːnʃəsnəs/ : جریان سیال ذهن
  • Dictation software /dɪkˈteɪʃən ˈsɔːftwer/ : نرم‌افزار دیکته صوتی
  • Mind map /ˈmaɪnd mæp/ : نقشه ذهنی
  • Mechanism /ˈmekənɪzəm/ : سازوکار، ابزار
  • Capture /ˈkæptʃər/ : ثبت کردن
  • Reflect back /rɪˈflekt bæk/ : بازنگری کردن
  • Appreciate /əˈpriːʃieɪt/ : درک کردن، قدردان بودن
  • Process /ˈprɑːses/ : فرایند
  • Secret journal /ˈsiːkrət ˈdʒɝːrnəl/ : ژورنال محرمانه
  • Assess /əˈses/ : ارزیابی کردن
  • Choice /tʃɔɪs/ : انتخاب

Box 3.2 Starting Your Learning Journey

A few questions to consider as you start your learning journey

  • What have you done before in your career?
  • What do you know about coaching?
  • What experience have you had of coaching, what happened?
  • What attracted you to coaching?
  • What do you want to get from learning more about coaching?
  • What gifts are you bringing to the journey?
  • What areas of learning do you think you will need to really focus on?

ترجمه Box 3.2 – آغاز سفر یادگیری شما

چند سؤال برای تأمل هنگام شروع مسیر یادگیری:

  • در طول مسیر حرفه‌ای‌تان تاکنون چه کارهایی انجام داده‌اید؟
  • درباره کوچینگ چه می‌دانید؟
  • چه تجربه‌ای از کوچینگ داشته‌اید و چه اتفاقی افتاد؟
  • چه چیزی شما را به کوچینگ جذب کرد؟
  • از یادگیری بیشتر درباره کوچینگ چه می‌خواهید به دست بیاورید؟
  • چه استعدادها، توانایی‌ها یا موهبت‌هایی را با خود به این سفر می‌آورید؟
  • فکر می‌کنید در چه حوزه‌هایی از یادگیری نیاز دارید تمرکز بیشتری داشته باشید؟

Reflective Practice

The purpose of writing is not only to create a record of where we have come from, but more importantly to provide an opportunity for reflection. In the past there has been a focus in coaching on practice. The more hours the better the coach:

More coaching hours = Better coach

But we know this is not as simple as this. Our experience of driving a car reminds us that simply spending more hours driving a car does not always equate to continuous improvement. What matters just as much in this equation is a growth mindset (i.e. being open to and having a desire for improvement) and reflecting back on each driving experience with a question, what can I learn from that experience to become a better driver. The journal is a tool which we can use to encourage the reflective process. It helps us to make the time to stop and consider what has been going on, and to capture these thoughts. Later in this book (Chap. 30) we will offer you a structured process for reflection, using eight questions to guide your way.

تمرین تأملی (Reflective Practice)

هدف از نوشتن فقط این نیست که ثبت کنیم از کجا آمده‌ایم، بلکه مهم‌تر از آن این است که فرصتی برای تأمل و بازاندیشی فراهم شود.

در گذشته در حوزه کوچینگ تأکید زیادی بر تمرین کردن وجود داشت.

این دیدگاه رایج بود که:

ساعات بیشتر کوچینگ = کوچ بهتر

اما اکنون می‌دانیم که موضوع به این سادگی نیست.

تجربه ما از رانندگی یادآوری می‌کند که صرفاً ساعات بیشتر رانندگی کردن همیشه به معنای بهبود مداوم مهارت رانندگی نیست.

آنچه در این معادله به همان اندازه اهمیت دارد:

  • داشتن ذهنیت رشد (Growth Mindset)

یعنی باز بودن نسبت به یادگیری و داشتن میل به پیشرفت

  • و بازاندیشی درباره هر تجربه با این پرسش:

از این تجربه چه چیزی می‌توانم یاد بگیرم تا راننده بهتری شوم؟

ژورنال یک ابزار است که می‌توانیم از آن برای تقویت فرایند تأمل استفاده کنیم.

این کار به ما کمک می‌کند زمانی را برای توقف، فکر کردن درباره آنچه اتفاق افتاده و ثبت این افکار اختصاص دهیم.

در بخش‌های بعدی این کتاب (فصل ۳۰)، یک فرایند ساختاریافته برای تأمل ارائه خواهد شد که از هشت سؤال راهنما برای هدایت این فرایند استفاده می‌کند.

واژگان مهم

  • Reflective practice /rɪˈflektɪv ˈpræktɪs/ : تمرین تأملی
  • Purpose /ˈpɝːpəs/ : هدف
  • Opportunity /ˌɑːpərˈtuːnəti/ : فرصت
  • Practice /ˈpræktɪs/ : تمرین
  • Equate /ɪˈkweɪt/ : برابر دانستن
  • Continuous improvement /kənˈtɪnjuəs ɪmˈpruːvmənt/ : بهبود مستمر
  • Growth mindset /ɡroʊθ ˈmaɪndset/ : ذهنیت رشد
  • Structured process /ˈstrʌktʃərd ˈprɑːses/ : فرایند ساختاریافته
  • Guide /ɡaɪd/ : راهنمایی کردن

Understanding Ourselves

Whether you complete 2 or 22 questionnaires, each is only a black and white pen sketch of who you are. The reality is we are infinitely more complex, multi layers and variable than any single questionnaire can explain. Phillip Larkin, a 1960s British

درک خودمان (Understanding Ourselves)

چه ۲ پرسشنامه را کامل کنید چه ۲۲ پرسشنامه، هر کدام از آن‌ها فقط یک طرح ساده سیاه‌وسفید با قلم از این است که شما چه کسی هستید.

واقعیت این است که ما بی‌نهایت پیچیده‌تر، چندلایه‌تر و متغیرتر از آن هستیم که هر پرسشنامه‌ی واحدی بتواند ما را توضیح دهد.

فیلیپ لارکین (Phillip Larkin)، شاعر بریتانیایی دههٔ ۱۹۶۰، …

واژگان مهم

  • Questionnaire /ˌkwestʃəˈner/ : پرسشنامه
  • Sketch /sketʃ/ : طرح، تصویر ساده
  • Black and white : سیاه و سفید (کنایه از ساده و غیرپیچیده)
  • Reality /riˈæləti/ : واقعیت
  • Infinitely /ˈɪnfɪnətli/ : بی‌نهایت، بسیار زیاد
  • Complex /ˈkɑːmpleks/ : پیچیده
  • Multi‑layered /ˌmʌlti ˈleɪərd/ : چندلایه
  • Variable /ˈveriəbəl/ : متغیر
  • Explain /ɪkˈspleɪn/ : توضیح دادن

Conclusion

poet, noted this complexity of what it is to be human in his phrase “the million petalled flower” of human existence (Larkin, 1974).

While questionnaires are useful, and we would encourage you to use them as one way of exploring more about who you are, we also issue a caution: Don’t let the questionnaire define or limit you. The questionnaire only produces a report based on what you put in. The evidence is we all change over time as a result of different learning and life experiences. Thus if you complete the same form after 12 months on a coaching course, your results are likely to show some difference to the report you received on day one of the course. Further, how you see yourself while at home or how you perceive yourself on a course may well be different to how colleagues perceive you at work or how your friends see you at a social event.

Conclusion – نتیجه‌گیری

فیلیپ لارکین، شاعر بریتانیایی، این پیچیدگیِ انسان بودن را در عبارت خود «گلِ میلیون‌گلبرگیِ وجود انسان» توصیف کرده است (لارکین، ۱۹۷۴).

در حالی که پرسشنامه‌ها مفید هستند و ما شما را تشویق می‌کنیم که از آن‌ها به‌عنوان یکی از راه‌های شناخت بیشتر خودتان استفاده کنید، در عین حال یک هشدار نیز مطرح می‌کنیم:

اجازه ندهید پرسشنامه شما را تعریف کند یا محدود سازد.

پرسشنامه تنها بر اساس اطلاعاتی که شما در آن وارد می‌کنید یک گزارش تولید می‌کند. شواهد نشان می‌دهد که همهٔ ما در طول زمان و در نتیجهٔ یادگیری‌ها و تجربه‌های مختلف زندگی تغییر می‌کنیم. بنابراین اگر همان فرم را ۱۲ ماه بعد در طول یک دورهٔ کوچینگ دوباره تکمیل کنید، احتمالاً نتایج شما با گزارشی که در روز اول دوره دریافت کرده‌اید تفاوت‌هایی خواهد داشت.

علاوه بر این، ممکن است برداشت شما از خودتان در خانه یا برداشت شما از خودتان در یک دوره آموزشی با این که همکارانتان شما را در محیط کار چگونه می‌بینند یا دوستانتان در یک موقعیت اجتماعی چگونه شما را درک می‌کنند متفاوت باشد.

واژگان مهم

  • Human existence : هستی انسانی
  • Petalled flower : گلبرگ‌دار (کنایه از پیچیدگی و چندلایگی)
  • Define /dɪˈfaɪn/ : تعریف کردن
  • Limit /ˈlɪmɪt/ : محدود کردن
  • Evidence /ˈevɪdəns/ : شواهد
  • Perceive /pərˈsiːv/ : ادراک کردن، تصور داشتن
  • Social event : رویداد اجتماعی

Conclusion

In this chapter we have argued that self-awareness is an important part of coach development. Self-awareness can be developed through active self-reflection, based on insights and evidence gathered from feedback and other tools like psychometric questionnaires. We looked at three different lens; type, trait and what we called the “third lens.” By using 2 or 3 questionnaires coaches can help gain new insights when we reflect on this data, as well as reflecting more generally on our coaching practice. We suggest one way of doing this is through a personal journal. We also urged caution. The results from any one questionnaire are not the full picture of who we are, as humans we are multifaceted, complex, and amazing.

نتیجه‌گیری (Conclusion)

در این فصل استدلال کردیم که خودآگاهی (Self‑awareness) بخش مهمی از رشد و توسعه یک کوچ است.

خودآگاهی می‌تواند از طریق خودبازاندیشی فعال (active self‑reflection) توسعه یابد؛

بازاندیشی‌ای که بر اساس بینش‌ها و شواهدی شکل می‌گیرد که از بازخوردها و ابزارهای دیگر مانند پرسشنامه‌های روان‌سنجی (psychometric questionnaires) به دست می‌آیند.

ما به سه لنز مختلف نگاه کردیم:

  • لنز تیپ شخصیتی (Type)
  • لنز صفات شخصیتی (Trait)
  • و آنچه آن را «لنز سوم» نامیدیم.

با استفاده از ۲ یا ۳ پرسشنامه، کوچ‌ها می‌توانند هنگام تأمل و بازاندیشی درباره داده‌ها به بینش‌های جدیدی دست پیدا کنند؛ همچنین می‌توانند به‌طور کلی درباره عملکرد و شیوه کوچینگ خود بیشتر فکر کنند.

ما پیشنهاد کردیم که یکی از راه‌های انجام این کار، نوشتن ژورنال شخصی است.

با این حال، ما احتیاط را نیز توصیه کردیم.

نتایج هر پرسشنامه واحدی تصویر کامل از اینکه ما چه کسی هستیم ارائه نمی‌دهد، زیرا انسان‌ها چندبعدی، پیچیده و شگفت‌انگیز هستند.

واژگان مهم

  • Self‑awareness /ˌself əˈwernəs/ : خودآگاهی
  • Coach development : توسعه و رشد کوچ
  • Self‑reflection /ˌself rɪˈflekʃən/ : خودبازاندیشی
  • Insights /ˈɪnsaɪts/ : بینش‌ها
  • Evidence /ˈevɪdəns/ : شواهد
  • Feedback /ˈfiːdbæk/ : بازخورد
  • Psychometric /ˌsaɪkoʊˈmetrɪk/ : روان‌سنجی
  • Trait /treɪt/ : صفت شخصیتی
  • Lens /lenz/ : لنز، زاویه دید
  • Reflect /rɪˈflekt/ : تأمل کردن
  • Multifaceted /ˌmʌltiˈfæsɪtɪd/ : چندوجهی، چندبعدی
  • Complex /ˈkɑːmpleks/ : پیچیده
  • Amazing /əˈmeɪzɪŋ/ : شگفت‌انگیز

 Stage 2 — Key Sentences (جملات کلیدی فصل)

1 Understanding who we are is as important as understanding what coaching is.

درک اینکه ما چه کسی هستیم به همان اندازه مهم است که بدانیم کوچینگ چیست.

2 The coach plays a central role in the work with the client.

کوچ در کار با مراجع نقشی محوری ایفا می‌کند.

3 We might even say the coach is the tool in the coaching relationship.

حتی می‌توان گفت که در رابطه‌ی کوچینگ، خودِ کوچ ابزار اصلی است.

4 By understanding themselves the coach can help get out of the way of the work the client needs to do.

با شناخت خود، کوچ می‌تواند از سر راه کاری که مراجع باید انجام دهد کنار برود.

5 Coaching requires the coach to be authentic.

کوچینگ از کوچ می‌خواهد که اصیل و واقعی باشد.

6 Through authenticity a relationship of trust can develop.

از طریق اصالت و صداقت، رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد شکل می‌گیرد.

7 The coach’s task is to manage the process without shaping or directing the content.

وظیفه‌ی کوچ مدیریت فرایند است بدون آنکه محتوای گفتگو را شکل دهد یا هدایت کند.

8 The coach needs to have a high degree of self-awareness.

کوچ باید سطح بالایی از خودآگاهی داشته باشد.

9 Self-reflection is a process that helps the coach develop self-awareness.

خودبازتابی فرایندی است که به کوچ کمک می‌کند خودآگاهی خود را توسعه دهد.

10 Self-awareness enables the coach to become more sensitive to their feelings, behaviors and thoughts.

خودآگاهی به کوچ کمک می‌کند نسبت به احساسات، رفتارها و افکار خود حساس‌تر و آگاه‌تر شود.

11Individuals with high self-awareness are willing to take a candid look at themselves.

افرادی که خودآگاهی بالایی دارند حاضرند با صداقت به خود نگاه کنند.

12 Simply observing or receiving feedback does not automatically generate self-awareness.

صرف مشاهده یا دریافت بازخورد به‌طور خودکار خودآگاهی ایجاد نمی‌کند.

13 We must reflect on the data we gather in order to make sense of it.

برای درک داده‌هایی که جمع‌آوری می‌کنیم باید بر آن‌ها تأمل کنیم.

14 Psychometric questionnaires can be a useful tool to help us understand ourselves.

پرسشنامه‌های روان‌سنجی می‌توانند ابزار مفیدی برای درک بهتر خود باشند.

15Personality questionnaires help us think about our behavioral preferences.

پرسشنامه‌های شخصیت‌شناسی به ما کمک می‌کنند درباره ترجیحات رفتاری خود فکر کنیم.

16By understanding our preferences we can adjust our behavior toward others.

با شناخت ترجیحات خود می‌توانیم رفتارمان را نسبت به دیگران تنظیم کنیم.

17Journaling is a useful way of recording and reflecting on our development.

ژورنال‌نویسی راهی مفید برای ثبت و تأمل بر مسیر رشد ماست.

18More coaching hours do not automatically make someone a better coach.

ساعات بیشتر کوچینگ لزوماً کسی را به کوچ بهتری تبدیل نمی‌کند.

19 Reflection on experience is essential for learning and development.

تأمل بر تجربه‌ها برای یادگیری و رشد ضروری است.

20 Questionnaires provide only a partial picture of who we are.

پرسشنامه‌ها تنها تصویری محدود از اینکه ما چه کسی هستیم ارائه می‌دهند.

 

Stage 3 — Core Vocabulary

  1. Self‑awareness

IPA: /ˌself əˈweənəs/

 Conscious knowledge of one’s own character, feelings, motives, and desires.

معنی فارسی: خودآگاهی

معنی در کوچینگ: توانایی شناخت احساسات، افکار و رفتار خود در لحظه‌ی کوچینگ.

Example: Self‑awareness helps a coach notice personal triggers.

خودآگاهی به کوچ کمک می‌کند محرک‌های شخصی خود را تشخیص دهد.

  1. Self‑reflection

IPA: /ˌself rɪˈflekʃən/

 Serious thought about one’s own character and actions.

معنی فارسی: خودبازتابی

معنی در کوچینگ: فرایند تفکر عمیق درباره رفتارها و تجربه‌ها برای یادگیری.

Example: She wrote notes for self‑reflection after each session.

بعد از هر جلسه یادداشت‌هایی برای خودبازتابی نوشت.

  1. Authenticity

IPA: /ˌɔːθenˈtɪsɪti/

 The quality of being genuine or real.

معنی فارسی: اصالت

معنی در کوچینگ: حضور صادق و واقعی در جلسه بدون نقش بازی.

Example: Authenticity builds trust.

اصالت اعتماد می‌سازد.

  1. Awareness

IPA: /əˈweənəs/

 Knowledge or perception of a situation or fact.

معنی فارسی: آگاهی

معنی کوچینگ: درک لحظه‌ای از آنچه در رابطه و محیط رخ می‌دهد.

Example: Awareness is the foundation of emotional intelligence.

آگاهی پایه هوش هیجانی است.

  1. Reflection

IPA: /rɪˈflekʃən/

 Serious thought or consideration.

معنی فارسی: تأمل

معنی کوچینگ: نگاه دوباره به تجربه‌ها برای استخراج بینش.

Example: Reflection turns experience into learning.

تأمل تجربه را به یادگیری تبدیل می‌کند.

  1. Lens

IPA: /lenz/

 A way of looking at or interpreting something.

معنی فارسی: لنز / دیدگاه

معنی کوچینگ: زاویه‌ای برای تحلیل رفتار و شناخت خود.

Example: Each personality lens offers unique insights.

هر لنز شخصیتی بینش‌های خاصی ارائه می‌دهد.

  1. Personality

IPA: /ˌpɜːsəˈnælɪti/

 The combination of characteristics that form one’s distinct character.

معنی فارسی: شخصیت

معنی کوچینگ: مجموعه صفات و ترجیحات رفتاری فرد.

Example: Knowing your personality enhances your coaching style.

شناخت شخصیت، سبک کوچینگ شما را ارتقا می‌دهد.

  1. Trait

IPA: /treɪt/

 A distinguishing quality or characteristic.

معنی فارسی: صفت

معنی کوچینگ: ویژگی نسبتاً پایدار در رفتار یا واکنش.

Example: Empathy is an important trait for coaches.

همدلی یک صفت مهم برای کوچ‌هاست.

  1. Type

IPA: /taɪp/

 A category of people with similar characteristics.

معنی فارسی: تیپ

معنی کوچینگ: الگوی ترجیحی رفتاری در مدل‌های شخصیت‌شناسی.

Example: MBTI identifies 16 personality types.

MBTI شانزده تیپ شخصیتی را معرفی می‌کند.

  1. Preference

IPA: /ˈprefərəns/

 A greater liking for one alternative.

معنی فارسی: ترجیح

معنی کوچینگ: تمایل طبیعی به نوعی رفتار.

Example: Your preference may affect your coaching approach.

ترجیحات شما می‌تواند رویکرد کوچینگ‌تان را تحت تأثیر قرار دهد.

  1. Feedback

IPA: /ˈfiːdbæk/

 Information about reactions to a performance.

معنی فارسی: بازخورد

معنی کوچینگ: اطلاعات ساختاریافته برای رشد.

Example: Feedback increases self‑awareness.

بازخورد خودآگاهی را افزایش می‌دهد.

  1. Psychometric

IPA: /ˌsaɪ.kəʊˈmɛtrɪk/

 Relating to mental testing and measurement.

معنی فارسی: روان‌سنجی

معنی کوچینگ: ابزار اندازه‌گیری ویژگی‌های روانی.

Example: Psychometric tests reveal behavioral tendencies.

آزمون‌های روان‌سنجی گرایش‌های رفتاری را نشان می‌دهند.

  1. Questionnaire

IPA: /ˌkwestʃəˈneə®/

 A set of questions for gathering information.

معنی فارسی: پرسشنامه

معنی کوچینگ: ابزار جمع‌آوری داده‌های شخصیتی و نگرشی.

Example: Clients completed a motivation questionnaire.

مراجعان پرسشنامه‌ای درباره انگیزه تکمیل کردند.

  1. Authentic presence

IPA: /ɔːˈθentɪk ˈprezəns/

 Showing up genuinely and fully.

معنی فارسی: حضور اصیل

معنی کوچینگ: بودن در لحظه با صداقت و توجه کامل.

Example: Authentic presence creates deep rapport.

حضور اصیل رابطه عمیق ایجاد می‌کند.

  1. Resilience

IPA: /rɪˈzɪliəns/

 Ability to recover quickly from difficulties.

معنی فارسی: تاب‌آوری

معنی کوچینگ: توان حفظ تعادل روانی هنگام شرایط دشوار.

Example: Resilience keeps coaches effective.

تاب‌آوری کوچ را کارآمد نگه می‌دارد.

  1. Curiosity

IPA: /kjʊəˈriːɒsɪti/

 A strong desire to know or learn.

معنی فارسی: کنجکاوی

معنی کوچینگ: میل به پرسیدن و کاوش برای کشف بیشتر.

Example: Curiosity opens pathways to insight.

کنجکاوی مسیرهای جدیدی به بینش باز می‌کند.

  1. Intuition

IPA: /ɪnˈtjuːɪʃən/

 Ability to understand something instinctively.

معنی فارسی: شهود

معنی کوچینگ: ادراک ناخودآگاه در لحظه‌ی جلسه.

Example: A coach’s intuition guides powerful questions.

شهود کوچ پرسش‌های قدرتمند را شکل می‌دهد.

  1. Empathy

IPA: /ˈempəθi/

 The ability to understand another’s feelings.

معنی فارسی: همدلی

معنی کوچینگ: درک احساسات مراجع بدون قضاوت.

Example: Empathy is essential for trust.

همدلی برای ایجاد اعتماد ضروری است.

  1. Journaling

IPA: /ˈdʒɜːnəlɪŋ/

 Keeping a personal record of thoughts and experiences.

معنی فارسی: ژورنال‌نویسی

معنی کوچینگ: ثبت مستمر یادگیری و خودآگاهی.

Example: Journaling helps track development.

ژورنال‌نویسی به دنبال‌گیری رشد کمک می‌کند.

  1. Growth mindset

IPA: /ɡrəʊθ ˈmaɪndset/

 Belief that abilities can be developed through effort.

معنی فارسی: ذهنیت رشد

معنی کوچینگ: نگاه به توانایی‌ها به عنوان مهارت‌های قابل‌بهبود.

Example: A growth mindset supports reflective practice.

ذهنیت رشد از تمرین تأملی پشتیبانی می‌کند.

 Stage 4 — Coaching Collocations (ترکیب‌های حرفه‌ای کوچینگ)

  1. build trust

معنی: ایجاد اعتماد

کاربرد کوچینگ: ایجاد فضای امن و قابل اعتماد میان کوچ و مراجع.

Example: A coach must build trust with the client.

کوچ باید با مراجع اعتماد ایجاد کند.

  1. manage the process

معنی: مدیریت فرایند

کاربرد کوچینگ: هدایت ساختار جلسه بدون دخالت در محتوای مراجع.

Example: The coach manages the process but not the content.

کوچ فرایند را مدیریت می‌کند نه محتوای گفتگو را.

  1. develop self‑awareness

معنی: توسعه خودآگاهی

کاربرد کوچینگ: کمک به مراجع یا خود کوچ برای شناخت عمیق‌تر خود.

Example: Reflection helps coaches develop self‑awareness.

تأمل به کوچ‌ها کمک می‌کند خودآگاهی خود را توسعه دهند.

  1. reflect on experience

معنی: تأمل بر تجربه

کاربرد کوچینگ: بررسی تجربه‌ها برای استخراج درس‌ها.

Example: Effective coaches reflect on their experience.

کوچ‌های مؤثر بر تجربه‌های خود تأمل می‌کنند.

  1. receive feedback

معنی: دریافت بازخورد

کاربرد کوچینگ: گرفتن نظر دیگران برای رشد حرفه‌ای.

Example: Coaches should regularly receive feedback.

کوچ‌ها باید به طور منظم بازخورد دریافت کنند.

  1. increase awareness

معنی: افزایش آگاهی

کاربرد کوچینگ: کمک به مراجع برای دیدن الگوهای رفتاری خود.

Example: Powerful questions increase awareness.

سوالات قدرتمند آگاهی را افزایش می‌دهند.

  1. ask powerful questions

معنی: پرسیدن سوالات قدرتمند

کاربرد کوچینگ: سوالاتی که باعث تفکر عمیق مراجع می‌شوند.

Example: Skilled coaches ask powerful questions.

کوچ‌های ماهر سوالات قدرتمند می‌پرسند.

  1. challenge assumptions

معنی: به چالش کشیدن فرضیات

کاربرد کوچینگ: کمک به مراجع برای بازنگری باورهای محدودکننده.

Example: Coaching helps clients challenge assumptions.

کوچینگ به مراجع کمک می‌کند فرضیات خود را به چالش بکشد.

  1. gain insight

معنی: به بینش رسیدن

کاربرد کوچینگ: لحظه‌ای که مراجع درک جدیدی از خود پیدا می‌کند.

Example: Reflection often leads to insight.

تأمل اغلب به بینش منجر می‌شود.

  1. facilitate learning

معنی: تسهیل یادگیری

کاربرد کوچینگ: کمک به مراجع برای یادگیری از تجربه‌های خود.

Example: The coach facilitates learning rather than giving advice.

کوچ یادگیری را تسهیل می‌کند نه اینکه نصیحت بدهد.

. Stage 5 — Golden Page Summary (Chapter 3: Who Am I?)

English Version

Core Idea

The central message of this chapter is that the coach’s self is the primary instrument in coaching. Before applying models, tools, or techniques, a coach must develop a deep understanding of their own personality, emotions, beliefs, and behavioral patterns. Effective coaching begins with self‑knowledge.

Self‑Awareness

Self‑awareness refers to the ability to recognize one’s own thoughts, emotions, reactions, and internal patterns. For a coach, this includes noticing personal assumptions, biases, emotional triggers, and habitual responses. When coaches are self‑aware, they are less likely to project their own perspectives onto the client and can remain more present and neutral in the coaching conversation.

Self‑Reflection

Self‑reflection is the deliberate practice of examining one’s experiences in order to learn from them. Coaches reflect on questions such as: What happened in the session? How did I respond? What influenced my reactions? What could I do differently next time? Through reflection, experience becomes learning and continuous professional development.

Personality Lenses

The chapter introduces personality models as “lenses” that help coaches better understand themselves. These lenses provide useful insights but should never be treated as complete descriptions of a person.

Three main categories are highlighted:

  • Type Models (e.g., MBTI, DISC) – These models classify people according to behavioral preferences and personality types. They are easy to understand and widely used in organizations, but they may oversimplify human complexity.
  • Trait Models (e.g., Big Five / OCEAN) – These models describe personality traits along continuous dimensions rather than fixed categories. They are widely supported by psychological research and provide a more nuanced understanding of personality.
  • Specialist Questionnaires – These assessments focus on specific psychological capacities such as emotional intelligence (EQ), resilience, strengths, or leadership potential. They help coaches explore particular aspects of their personal and professional functioning.

Important Limitation of Personality Tools

The chapter emphasizes that psychometric assessments are tools for insight, not labels for identity. They provide partial perspectives rather than complete truths. Coaches must use them critically and thoughtfully, avoiding the temptation to define themselves or others entirely through test results.

Reflective Journaling

Reflective journaling is recommended as one of the most powerful learning tools for coaches. Writing about coaching experiences helps practitioners identify patterns in their behavior, deepen their self‑awareness, and track their professional development over time.

Final Insight

Professional coaches are lifelong learners. They continuously examine their own assumptions, emotional responses, and behavioral patterns. By cultivating self‑awareness, practicing reflection, and using personality tools thoughtfully, coaches strengthen their most important professional instrument: themselves.

ترجمه فارسی

ایدهٔ اصلی

پیام مرکزی این فصل این است که خودِ کوچ مهم‌ترین ابزار در فرایند کوچینگ است. پیش از استفاده از مدل‌ها، ابزارها و تکنیک‌ها، کوچ باید شناخت عمیقی از شخصیت، احساسات، باورها و الگوهای رفتاری خود داشته باشد. کوچینگ مؤثر از خودشناسی آغاز می‌شود.

خودآگاهی (Self‑Awareness)

خودآگاهی به توانایی شناخت افکار، احساسات، واکنش‌ها و الگوهای درونی فرد اشاره دارد. برای یک کوچ، این شامل توجه به فرضیات شخصی، سوگیری‌ها، محرک‌های هیجانی و عادت‌های رفتاری است. وقتی کوچ از خود آگاه است، احتمال کمتری دارد که دیدگاه‌های شخصی خود را بر مراجع تحمیل کند و می‌تواند در گفتگو حضور آگاهانه‌تر و بی‌طرفانه‌تری داشته باشد.

خودبازتابی (Self‑Reflection)

خودبازتابی تمرین آگاهانه بررسی تجربه‌ها برای یادگیری از آن‌هاست. کوچ‌ها به پرسش‌هایی مانند این فکر می‌کنند:

در جلسه چه اتفاقی افتاد؟ چگونه واکنش نشان دادم؟ چه چیزی بر واکنش من تأثیر گذاشت؟ دفعه بعد چه کاری را می‌توانم متفاوت انجام دهم؟

از طریق بازتاب، تجربه به یادگیری و رشد حرفه‌ای تبدیل می‌شود.

لنزهای شخصیت‌شناسی (Personality Lenses)

این فصل مدل‌های شخصیت را به عنوان لنزهایی برای شناخت بهتر خود معرفی می‌کند. این لنزها می‌توانند بینش‌های مفیدی ارائه دهند، اما نباید به عنوان توصیف کامل شخصیت انسان در نظر گرفته شوند.

سه دسته اصلی معرفی می‌شود:

  • مدل‌های تیپی (مانند MBTI و DISC)

این مدل‌ها افراد را بر اساس ترجیحات رفتاری در دسته‌های شخصیتی قرار می‌دهند. فهم آن‌ها آسان است و در سازمان‌ها بسیار استفاده می‌شوند، اما ممکن است پیچیدگی شخصیت انسان را بیش از حد ساده کنند.

  • مدل‌های صفت‌محور (مانند Big Five یا OCEAN)

این مدل‌ها صفات شخصیت را در قالب طیف‌ها و ابعاد پیوسته توصیف می‌کنند، نه دسته‌های ثابت. این رویکرد پشتوانه علمی بیشتری در روان‌شناسی دارد و تصویر دقیق‌تری از شخصیت ارائه می‌دهد.

  • پرسشنامه‌های تخصصی

این ابزارها بر توانایی‌های خاص روان‌شناختی تمرکز دارند؛ مانند هوش هیجانی (EQ)، تاب‌آوری (Resilience)، نقاط قوت یا توانایی‌های رهبری. این پرسشنامه‌ها به کوچ کمک می‌کنند جنبه‌های خاصی از عملکرد فردی و حرفه‌ای خود را بررسی کند.

محدودیت مهم ابزارهای شخصیت

این فصل تأکید می‌کند که ابزارهای روان‌سنجی وسیله‌ای برای بینش هستند، نه برچسبی برای هویت. آن‌ها تنها دیدگاه‌های نسبی ارائه می‌دهند و حقیقت کامل شخصیت انسان نیستند. کوچ باید از آن‌ها با نگاه انتقادی و آگاهانه استفاده کند.

ژورنال‌نویسی تأملی (Reflective Journaling)

ژورنال‌نویسی یکی از قوی‌ترین ابزارهای یادگیری برای کوچ‌هاست. نوشتن درباره تجربه‌های کوچینگ به فرد کمک می‌کند الگوهای رفتاری خود را شناسایی کند، خودآگاهی را افزایش دهد و روند رشد حرفه‌ای خود را در طول زمان دنبال کند.

بینش نهایی

کوچ‌های حرفه‌ای یادگیرندگان مادام‌العمر هستند. آن‌ها به طور مداوم فرضیات، واکنش‌های هیجانی و الگوهای رفتاری خود را بررسی می‌کنند. با توسعه خودآگاهی، تمرین بازتاب و استفاده آگاهانه از ابزارهای شخصیت، کوچ‌ها مهم‌ترین ابزار حرفه‌ای خود یعنی خودشان را تقویت می‌کنند.

Stage 6 — Exam Questions

۱۰ سؤال استاندارد حرفه‌ای کوچینگ + پاسخنامه و توضیح کوتاه

سؤالات شامل:

  • 4 سؤال Vocabulary
  • 3 سؤال Conceptual (مفهومی/محتوایی)
  • 3 سؤال Inference (تحلیلی و استنباطی)

در پایان پاسخنامه + توضیح علمی کوتاه ارائه شده است.

  1. A) Vocabulary Questions (4)
  2. Which option best defines “self‑awareness” in coaching?
  3. The ability to predict other people’s behavior
  4. The ability to understand one’s own thoughts, emotions, and reactions
  5. The ability to control the client’s decision-making
  6. The ability to memorize coaching tools
  7. The term “lens” in the chapter refers to:
  8. A fixed identity category
  9. A tool for evaluating client performance
  10. A perspective through which personality can be understood
  11. A method for scoring coaching sessions
  12. What does “self‑reflection” involve?
  13. Ignoring personal biases
  14. Thinking deeply about one’s actions and learning from them
  15. Asking clients to share their goals
  16. Giving advice to clients
  17. “Psychometric tools” are mainly used to:
  18. Diagnose mental illness
  19. Provide numerical proof of personality
  20. Offer structured insights into traits and preferences
  21. Replace the coach’s intuition
  22. B) Conceptual / Understanding Questions (3)
  23. Why does the chapter emphasize that the coach is the “primary instrument” in coaching?
  24. Because coaches need to be experts in psychology
  25. Because the coach’s own mindset, emotions, and patterns directly influence the session
  26. Because coaching tools are unreliable
  27. Because clients depend on the coach for guidance
  28. What is the main limitation of personality questionnaires mentioned in the chapter?
  29. They are too complicated to use
  30. They provide absolute and complete descriptions of personality
  31. They offer only partial perspectives and should not define identity
  32. They focus only on weaknesses
  33. Why is reflective journaling recommended for coaches?
  34. It helps coaches collect client data
  35. It provides a structured way to track personal learning and identify patterns
  36. It is required by all coaching schools
  37. It eliminates the need for supervision
  38. C) Inference / Analytical Questions (3)
  39. A coach often becomes irritated when a client talks slowly. Based on the chapter, which action reflects professional development?
  40. Ignore the irritation and move on
  41. Blame the client for being unprepared
  42. Explore in journaling why slow speech triggers irritation
  43. Ask the client to speed up
  44. If a coach strongly identifies with an MBTI type and uses it to label others, what risk is most consistent with the chapter’s warnings?
  45. Reduced accuracy of the MBTI test
  46. Limiting people to fixed categories and overlooking their complexity
  47. Decreasing session length
  48. Misreading the test instructions
  49. A coach consistently avoids emotional topics with clients. Based on the chapter, what is the most likely explanation?
  50. The coach prefers working only on goals
  51. The coach has an unexamined personal discomfort with emotions
  52. Emotional topics are irrelevant in coaching
  53. The client is not ready for emotional awareness

Answer Key + Short Explanations

  1. B — Self‑awareness means understanding your own thoughts, emotions, and reactions.
  2. C — Lens = a perspective for viewing personality.
  3. B — Self‑reflection = examining one’s actions and learning from them.
  4. C — Psychometrics provide structured insights, not absolute truths.
  5. B — The coach’s inner world directly affects the coaching process.
  6. C — Questionnaires are helpful but offer only partial, not complete, truths.
  7. B — Journaling helps track learning and discover patterns.
  8. C — Reflective exploration of triggers aligns with the chapter’s principles.
  9. B — The risk is oversimplifying people and putting them “in boxes.”
  10. B — Avoidance often indicates the coach’s own unresolved emotional discomfort.

قبلی 3) فصل سوم - پارت اول
بعدی 3) بند سوم – داوری آنسیترال (UNCITRAL Arbitration Rules)

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
پشتیبانی

دکترتم مجموعه تخصصی آموزش حقوق، داوری، قرارداد های داخلی و بین المللی و با مدیریت کوچ و منتور حقوقی وکلا و کارآموزان سید صادق قریشی

دسته‌ها
  • آموزش تخصصی کوچینگ
  • پادکست صوتی
  • پادیادگیری
  • تبلیغات
  • تحلیل و نگارش قرارداد های بین المللی
  • درباره داوری
  • درباره کوچینگ
  • دوره آموزش بند به بند داوری
  • دوره تحلیل متون حقوقی
  • طرز فکر
  • عمق داوری
  • مستر کلاس حقوق پیمان
  • ویدئو

دکترتم مجموعه تخصصی آموزش حقوق، داوری، قرارداد های داخلی و بین المللی و با مدیریت کوچ و منتور حقوقی وکلا و کارآموزان سید صادق قریشی
دسترسی سریع
  • دوره ها
  • اخبار
  • تماس با ما
خبرنامه

چیزی را از دست ندهید، ثبت نام کنید و در مورد شرکت ما مطلع باشید.

© 2024. قالب استادیار (سیمین دانشور). طراحی شده توسط سان کد
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید
سبد خرید شما
  • فارسی