پادیادگیری در مدیریت | چرا تجربههای گذشته مانع یادگیری میشوند
در بسیاری از سازمانها جلساتی برگزار میشود که همه در آن نظر میدهند، اما کمتر کسی واقعاً مسئله را بررسی میکند. فرض کنید در جلسه تصمیمگیری یک شرکت حضور دارید. موضوع این است که چرا فروش یک محصول جدید کمتر از انتظار بوده است؟
مدیر بازاریابی میگوید مشکل از تبلیغات است. مدیر فروش معتقد است مشکل از قیمت است. مدیر تولید میگوید ایراد از ویژگیهای محصول است. هرکدام اطمینان دارند که درست میگویند، زیرا تجربههای مشابه گذشته را در ذهن دارند.
اما نکته مهم این است که همه در حال استفاده از پاسخهای قدیمی برای یک مسئله جدید هستند. اینجاست که مفهوم مهمی در مدیریت مطرح میشود: پادیادگیری.
گاهی مشکل سازمانها کمبود یادگیری نیست؛ مشکل این است که ذهن بیش از حد به آنچه قبلاً یاد گرفتهایم تکیه میکند.
پادیادگیری در مدیریت چیست؟
پادیادگیری به معنای رها کردن دانستهها و روشهایی است که زمانی مفید بودهاند اما دیگر با شرایط امروز سازگار نیستند. در ابتدای مسیر حرفهای، افراد معمولاً کنجکاو هستند و سؤالات زیادی میپرسند: چرا این کار را انجام میدهیم؟ آیا راه بهتری وجود دارد؟ اگر روش دیگری را امتحان کنیم چه میشود؟ اما با گذشت زمان، تجربهها تبدیل به میانبرهای ذهنی میشوند.
این میانبرها تصمیمگیری را سریعتر میکنند، اما یک مشکل بزرگ دارند: ممکن است ما را از دیدن واقعیتهای جدید بازدارند.
وقتی موفقیت تبدیل به مانع یادگیری میشود یکی از پیامهای مهم این بحث این است که موفقیت میتواند بزرگترین مانع یادگیری باشد. ذهن ما روشهایی را که یک بار جواب دادهاند، به عنوان «حقیقت» ذخیره میکند.
مثال اول مدیری که با کنترل شدید کارکنان به موفقیت رسیده است ممکن است باور کند تنها راه رسیدن به نتیجه، کنترل کامل است. اما اگر همین مدیر وارد یک تیم خلاق شود، احتمالاً با همان روش با مشکل مواجه خواهد شد.
مثال دوم کارآفرینی که یک بار با یک مدل کسبوکار موفق شده است ممکن است سالها تلاش کند همان مدل را در بازاری اجرا کند که کاملاً تغییر کرده است. در چنین شرایطی تجربههای گذشته تبدیل به مدلهای ذهنی قدرتمند میشوند. مدلهایی که توضیح میدهند دنیا چگونه کار میکند. اما اگر این مدلها بهروز نشوند، بهتدریج از واقعیت فاصله میگیرند.
یک مثال سازمانی از شرکت IAG در این فصل تجربه جالبی از شرکت IAG مطرح میشود. این شرکت متوجه شد که بسیاری از مدیران بیش از حد به تجربههای قدیمی خود تکیه میکنند. وقتی یک ایده جدید مطرح میشد، واکنشهای رایج چنین بود: «قبلاً امتحان شده است.» «در صنعت ما جواب نمیدهد.» «این کار عملی نیست.» در ظاهر این جملات نشانه تجربه هستند، اما در عمل میتوانند نشانه بسته شدن ذهن باشند.
راهکار این شرکت چه بود؟ مدیران در موقعیتهایی قرار گرفتند که مجبور شدند:
فرضیات قدیمی خود را به چالش بکشند مسائل را از زاویههای جدید بررسی کنند با افراد خارج از حوزه تخصص خود گفتوگو کنند راهحلهایی را امتحان کنند که قبلاً تجربه نکرده بودند هدف این بود که مدیران فقط چیزهای جدید یاد نگیرند، بلکه در صورت لزوم برخی دانستههای قبلی خود را نیز کنار بگذارند.
چرخه یادگیری واقعی یادگیری واقعی معمولاً در یک چرخه چهارمرحلهای شکل میگیرد: تجربه روبهرو شدن با یک موقعیت واقعی. تأمل فکر کردن درباره اینکه چه اتفاقی افتاده و چرا چنین شده است. مفهومسازی ساختن یک الگو یا مدل ذهنی از تجربه. آزمایش استفاده از مدل ذهنی جدید در عمل. مشکل زمانی ایجاد میشود که افراد پس از شکل دادن یک مدل ذهنی، سالها همان مدل را حفظ میکنند بدون اینکه دوباره آن را بررسی کنند.
چهار شرط مهم برای پادیادگیری برای اینکه پادیادگیری در مدیریت اتفاق بیفتد، چند شرط مهم لازم است.
مشخص کردن مسئله واقعی اگر ندانیم دقیقاً چه مسئلهای را میخواهیم حل کنیم، یادگیری ما سطحی خواهد بود.
شناسایی فرضیات بسیاری از تصمیمهای مدیریتی بر اساس فرضیاتی گرفته میشوند که حتی از وجود آنها آگاه نیستیم.
آمادگی برای آزمایش پادیادگیری فقط یک فرآیند ذهنی نیست؛ باید در عمل نیز روشهای جدید را امتحان کنیم.
توجه به بازخورد بدون بازخورد نمیتوان فهمید مدل ذهنی جدید تا چه اندازه درست یا کارآمد است.
تمرینی برای پادیادگیری
برای تمرین پادیادگیری میتوانید از خود سه سؤال ساده بپرسید:
کدام تجربه گذشته بیشترین تأثیر را روی این تصمیم داشته است؟
آیا شرایط امروز دقیقاً شبیه همان تجربه است؟
اگر آن تجربه را نداشتم، آیا باز هم همین تصمیم را میگرفتم؟
گاهی همین چند سؤال ساده میتواند دریچهای به سوی یادگیری جدید باز کند.
جمعبندی :
پادیادگیری در مدیریت به ما یادآوری میکند که یادگیری واقعی فقط به معنای اضافه کردن دانش جدید نیست. گاهی لازم است برخی دانستههای قدیمی را نیز کنار بگذاریم. تجربه بسیار ارزشمند است، اما اگر تبدیل به باورهای ثابت شود میتواند مانع رشد و نوآوری شود. سازمانهایی که سریعتر یاد میگیرند، معمولاً سازمانهایی هستند که پادیادگیری را جدی میگیرند.
جهت مشاوره و کوچ تخصصی با وکیل پایه یک و منتور وکلا و کارآموزان از طریق درخواست زیر اقدام نمایید:
در حال بارگذاری
سوالات متداول درباره پادیادگیری
پادیادگیری در مدیریت چیست؟
پادیادگیری در مدیریت به معنای کنار گذاشتن روشها، باورها و دانستههایی است که در گذشته مفید بودهاند اما در شرایط جدید دیگر کارآمد نیستند.
چرا تجربه زیاد گاهی مانع تصمیمگیری مدیران میشود؟
زیرا تجربههای گذشته به مدلهای ذهنی تبدیل میشوند و ممکن است مدیران بدون بررسی شرایط جدید، همان الگوهای قبلی را تکرار کنند.
پادیادگیری چه کمکی به مدیران میکند؟
پادیادگیری به مدیران کمک میکند فرضیات قدیمی خود را بازنگری کنند، مسائل را از زاویههای جدید ببینند و تصمیمهای بهتری بگیرند.
تفاوت یادگیری و پادیادگیری چیست؟
یادگیری به معنای افزودن دانش جدید است، اما پادیادگیری به معنای کنار گذاشتن دانستهها و فرضیات قدیمی برای ایجاد فضای یادگیری جدید است.
چگونه میتوان پادیادگیری را در سازمان تقویت کرد؟
با ایجاد فرهنگ پرسشگری، تشویق به آزمایش روشهای جدید، دریافت بازخورد و به چالش کشیدن فرضیات قدیمی میتوان پادیادگیری را در سازمان تقویت کرد.
دیدگاهتان را بنویسید